buffering

[ایالات متحده]/ˈbʌfərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʌfərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند ذخیره موقت داده‌ها برای هموار کردن نوسانات در سرعت یا حجم.; دستگاه یا سیستمی که شوک یا لرزش را کاهش می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

buffering issue

مشکل بافر

buffering time

زمان بافر

buffering speed

سرعت بافر

buffering status

وضعیت بافر

buffering process

فرآیند بافر

buffering problem

مشکل بافر

buffering delay

تاخیر بافر

buffering error

خطای بافر

buffering playback

پخش بافر

buffering content

محتوای بافر

جملات نمونه

the video is buffering right now.

ویدئو در حال حاضر در حال بافر است.

buffering can be frustrating during a live stream.

بافر کردن می‌تواند در طول پخش زنده ناامیدکننده باشد.

make sure your internet connection is stable to avoid buffering.

برای جلوگیری از بافر، مطمئن شوید که اتصال اینترنت شما پایدار است.

buffering issues often occur during peak hours.

مشکلات بافر اغلب در ساعات اوج رخ می‌دهد.

she complained about the buffering while watching the movie.

او در حین تماشای فیلم در مورد بافر شکایت کرد.

buffering is a common problem with online videos.

بافر یک مشکل رایج در فیلم‌های آنلاین است.

he paused the video to let it finish buffering.

او ویدیو را متوقف کرد تا اجازه دهد بافر تکمیل شود.

buffering can disrupt the viewing experience.

بافر می‌تواند تجربه تماشا را مختل کند.

they upgraded their internet speed to reduce buffering.

آنها سرعت اینترنت خود را ارتقا دادند تا بافر را کاهش دهند.

buffering often happens when the server is overloaded.

بافر اغلب زمانی اتفاق می‌افتد که سرور بیش از حد بارگذاری شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید