bugbear

[ایالات متحده]/'bʌgbeə/
[بریتانیا]/'bʌɡbɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هیولا؛ مشکل مزاحم؛ منبع ترس.
Word Forms
جمعbugbears

عبارات و ترکیب‌ها

a common bugbear

یک مشکل رایج

fearful bugbear

حرفه‌ای ترسناک

emotional bugbear

نگرانی عاطفی

personal bugbear

نگرانی شخصی

overcoming bugbears

غلبه بر مشکلات

جملات نمونه

the bugbear of rising prices

ترس از افزایش قیمت‌ها

Inflation is the Government’s main bugbear.

تورم مهم‌ترین مشکل دولت است.

Public speaking is a bugbear for many people.

سخنرانی در جمع برای بسیاری از افراد یک دغدغه است.

One of my biggest bugbears is when people talk loudly on their phones in public.

یکی از بزرگترین دغدغه‌های من این است که مردم در مکان‌های عمومی با صدای بلند با تلفن صحبت می‌کنند.

Procrastination is a common bugbear for students.

به تعویق انداختن کار یک دغدغه رایج برای دانش آموزان است.

For some, spiders are a major bugbear.

برای برخی افراد، عنکبوت‌ها یک دغدغه بزرگ هستند.

Traffic jams are a bugbear of city life.

ترافیک سنگین یک دغدغه زندگی شهری است.

Poor customer service is a bugbear for many consumers.

خدمات مشتری ضعیف یک دغدغه برای بسیاری از مصرف کنندگان است.

Lack of organization can be a bugbear in the workplace.

عدم سازماندهی می‌تواند یک دغدغه در محل کار باشد.

Constant interruptions are a bugbear for productivity.

وقفه های مداوم یک دغدغه برای بهره وری هستند.

Miscommunication can be a bugbear in relationships.

عدم ارتباط موثر می‌تواند یک دغدغه در روابط باشد.

Financial insecurity is a common bugbear for many people.

ناامنی مالی یک دغدغه رایج برای بسیاری از افراد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید