buggered

[ایالات متحده]/ˈbʌɡəd/
[بریتانیا]/ˈbʌgər d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از bugger، که اغلب به عنوان یک اصطلاح عامیانه برای کسی که با افراد همجنس خود فعالیت جنسی دارد یا با حیوانات اعمال جنسی انجام می‌دهد، استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

buggered off

بیرون رفتن

buggered up

خراب شد

buggered about

اینجا و آنجا رفتن

buggered hard

سخت به مشکل خورد

buggered mate

دوست من

buggered silly

احمقانه

buggered off home

به خانه رفت

buggered me

من را به مشکل انداخت

جملات نمونه

he was buggered after the long hike.

او بعد از پیاده‌روی طولانی خسته و تحلیل رفته بود.

don't get buggered by the small details.

نگذارید جزئیات کوچک شما را خسته کنند.

she felt buggered after working late.

او بعد از کار کردن تا دیروقت احساس خستگی می‌کرد.

we were buggered by the unexpected rain.

ما به دلیل بارش غیرمنتظره باران خسته شدیم.

he buggered up the project with his mistakes.

او با اشتباهاتش پروژه را خراب کرد.

after the game, they were all buggered.

بعد از بازی، آنها کاملاً خسته بودند.

she felt buggered from the stress of the exam.

او به دلیل استرس امتحان احساس خستگی می‌کرد.

he was buggered by the constant interruptions.

او به دلیل وقفه های مداوم خسته شده بود.

they buggered around instead of getting to work.

آنها به جای شروع به کار، وقت تلف کردند.

don’t let the buggered plans ruin your day.

نگذارید طرح های خراب شده روز شما را خراب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید