bulginess

[ایالات متحده]/ˈbʌldʒɪnəs/
[بریتانیا]/ˈbʌlɡɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت برآمدگی؛ برآمدگی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bulginess factor

ضریب برآمدگی

bulginess issue

مشکل برآمدگی

bulginess level

سطح برآمدگی

bulginess test

تست برآمدگی

bulginess measurement

اندازه گیری برآمدگی

bulginess assessment

ارزیابی برآمدگی

bulginess appearance

ظاهر برآمدگی

bulginess analysis

تجزیه و تحلیل برآمدگی

bulginess report

گزارش برآمدگی

bulginess characteristics

ویژگی های برآمدگی

جملات نمونه

the bulginess of the cake made it look unappetizing.

برجستگی کیک باعث شد که ظاهر چندان جذابی نداشته باشد.

she complained about the bulginess of her new shoes.

او در مورد برآمدگی کفش‌های جدیدش شکایت کرد.

the bulginess of the sofa cushions added comfort.

برجستگی کوسن‌های مبل، راحتی را افزایش داد.

he noticed the bulginess in his backpack after packing it.

او پس از بستن آن، برآمدگی داخل کوله‌پشتی خود را متوجه شد.

the bulginess of her cheeks made her look younger.

برجستگی گونه‌هایش باعث شد که جوان‌تر به نظر برسد.

they discussed the bulginess of the fabric in their designs.

آنها در مورد برآمدگی پارچه در طرح‌های خود بحث کردند.

the bulginess of the clouds hinted at a storm.

برجستگی ابرها نشان‌دهنده طوفان بود.

she loved the bulginess of the pillows on her bed.

او دوست داشت که کوسن‌های روی تختش برجسته باشند.

the bulginess of the package made it difficult to carry.

برجستگی بسته‌بندی حمل آن را دشوار می‌کرد.

he admired the bulginess of the flowers in the garden.

او به برآمدگی گل‌های باغ تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید