bunted

[ایالات متحده]/bʌntɪd/
[بریتانیا]/ˈbʌn.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی مشارک 'bunt'

عبارات و ترکیب‌ها

bunted ball

توپ پنتی

bunted hit

ضربه پنتی

bunted play

بازی پنتی

bunted out

پنتی خارج

bunted single

سینگل پنتی

bunted runner

دویدن پنتی

bunted foul

پنتی خطا

bunted score

امتیاز پنتی

bunted strategy

استراتژی پنتی

bunted situation

شرایط پنتی

جملات نمونه

the player bunted the ball to advance the runner.

بازیکن توپ را به زمین زد تا دونده را پیش برد.

he bunted perfectly to surprise the opposing team.

او به طور کامل توپ را به زمین زد تا تیم حریف را غافلگیر کند.

she bunted during practice to improve her technique.

او در طول تمرین توپ را به زمین زد تا تکنیک خود را بهبود بخشد.

the coach instructed the team to bunt more often.

مربی به تیم دستور داد که بیشتر توپ را به زمین بزنند.

after he bunted, the crowd erupted in cheers.

بعد از اینکه او توپ را به زمین زد، جمعیت با تشویق واکنش نشان دادند.

they decided to bunt to sacrifice for the team.

آنها تصمیم گرفتند توپ را به زمین بزنند تا برای تیم فداکاری کنند.

the strategy was to bunt and steal bases.

استراتژی این بود که توپ را به زمین بزنند و پایه‌ها را بدزدند.

he successfully bunted the ball down the third baseline.

او با موفقیت توپ را به سمت خط پایه سوم به زمین زد.

during the game, she bunted to get on base.

در طول بازی، او توپ را به زمین زد تا وارد زمین شود.

after he bunted, the team rallied to win the game.

بعد از اینکه او توپ را به زمین زد، تیم برای بردن بازی متحد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید