homered

[ایالات متحده]/ˈhəʊməd/
[بریتانیا]/ˈhoʊmərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در بیسبال یک خانۀ خانگی زدن

عبارات و ترکیب‌ها

homered again

دوباره ضربه کرد

homered yesterday

دیروز ضربه کرد

homered today

امروز ضربه کرد

homered last

آخرین ضربه اش بود

homered twice

دو بار ضربه کرد

homered often

اغراقاً ضربه کرد

homered first

اولین ضربه اش بود

homered early

زود ضربه کرد

homered late

دیر ضربه کرد

homered big

بزرگ ضربه کرد

جملات نمونه

the player homered in the last inning.

بازیکن در آخرین اینینگ ضربه‌ای کرد.

she homered to secure the win for her team.

او ضربه‌ای کرد تا پیروزی را برای تیمش تضمین کند.

he homered twice during the game.

او دو بار در طول بازی ضربه‌ای کرد.

the crowd went wild when he homered.

وقتی او ضربه‌ای کرد، جمعیت دیوانه وار شادی کردند.

after he homered, the team celebrated.

بعد از اینکه او ضربه‌ای کرد، تیم جشن گرفت.

she felt amazing after she homered.

بعد از اینکه او ضربه‌ای کرد، احساس فوق العاده‌ای داشت.

the coach was proud when his player homered.

وقتی بازیکنش ضربه‌ای کرد، مربی به او افتخار کرد.

he homered in his first at-bat of the season.

او در اولین ضربه فصلش ضربه‌ای کرد.

they cheered loudly when their favorite player homered.

وقتی بازیکن مورد علاقه آنها ضربه‌ای کرد، با صدای بلند تشویق کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید