burblings

[ایالات متحده]/ˈbɜːrbəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɝrbəliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای آب که در حال جوشیدن است یا عمل جوشیدن آب.
v. ایجاد صدای جوشیدن؛ غرش کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

burbling brook

جریان آب روان

burbling laughter

خنده های حباب مانند

burbling sound

صدای حباب مانند

burbling stream

جریان آب کوچک

burbling water

آب حباب‌دار

burbling voice

صدای حباب مانند

burbling fountain

چشمه حباب‌دار

burbling baby

نوزاد حباب مانند

burbling conversation

گفتگوی حباب مانند

burbling brooklet

جویبار حباب‌دار

جملات نمونه

the brook was burbling softly as we walked by.

جریان آب‌بار در حین قدم زدن ما به آرامی جریان داشت.

she sat by the fountain, listening to the burbling water.

او کنار فواره نشست و به صدای آب‌بار گوش داد.

the children laughed and played near the burbling stream.

کودکان در کنار جوی آب‌بار خندیدند و بازی کردند.

we could hear the burbling of the river from our campsite.

ما می‌توانستیم صدای آب‌بار رودخانه را از کمپ خود بشنویم.

the burbling of the kettle indicated that the water was boiling.

صدای آب‌بار سماور نشان می‌داد که آب در حال جوشیدن است.

he enjoyed the burbling sound of the fish tank filter.

او از صدای آب‌بار فیلتر تانک ماهی لذت برد.

as the rain fell, the burbling of the gutters could be heard.

همانطور که باران می‌بارید، صدای آب‌بار ناودان شنیده می‌شد.

the burbling brook was a perfect backdrop for our picnic.

جوی آب‌بار آرام پس‌زمینه مناسبی برای پیک‌نیک ما بود.

listening to the burbling of the water helped me relax.

گوش دادن به صدای آب‌بار به من کمک کرد تا آرامش بگیرم.

they built a garden pond with a burbling fountain in the center.

آنها یک حوضچه باغ با یک فواره آب‌بار در مرکز ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید