burlier

[ایالات متحده]/ˈbɜːr.li.ər/
[بریتانیا]/ˈbɝl.i.ər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر تنومند

عبارات و ترکیب‌ها

burlier than ever

درشت‌تر از همیشه

burlier physique

اندام درشت

burlier build

ساختار بدنی درشت

burlier man

مرد درشت

burlier figure

اندام درشت

burlier appearance

ظاهر درشت

burlier arms

بازوهای درشت

burlier legs

پاهای درشت

burlier frame

قاب درشت

burlier stature

قد درشت

جملات نمونه

the burlier man easily lifted the heavy box.

مرد درشت‌هیکل به راحتی جعبه سنگین را بلند کرد.

he became burlier after joining the gym.

او بعد از رفتن به باشگاه ورزشی، درشت‌هیکل‌تر شد.

her burlier brother helped her with the move.

برادر درشت‌هیکل او به او در نقل مکان کمک کرد.

the burlier athletes dominated the competition.

ورزشکاران درشت‌هیکل بر مسابقات غلبه کردند.

as he aged, he grew burlier and stronger.

با افزایش سن، او درشت‌هیکل‌تر و قوی‌تر شد.

the burlier dog was more intimidating to the intruders.

سگ درشت‌هیکل برای متجاوزین ترسناک‌تر بود.

she preferred burlier fabrics for her winter coat.

او پارچه‌های درشت‌تر را برای کت زمستانی خود ترجیح می‌داد.

the burlier branches of the tree provided more shade.

شاخه‌های درشت درخت سایه بیشتری فراهم می‌کردند.

his burlier frame made him a natural leader.

بدن درشت‌هیکل او او را به یک رهبر طبیعی تبدیل کرد.

they chose burlier materials for the new furniture.

آنها مواد درشت‌تر را برای مبلمان جدید انتخاب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید