well-developed

[ایالات متحده]/ˌwel dɪˈveləpt/
[بریتانیا]/ˌwel dɪˈveləpt/

ترجمه

adj. دارای سطح توسعه بالا یا به روشی کامل؛ داشتن فرمی پر، خوش‌فرم یا گرد؛ رونق‌آور یا مرفه؛

عبارات و ترکیب‌ها

well-developed plan

برنامه توسعه‌یافته

well-developed skills

مهارت‌های توسعه‌یافته

well-developed market

بازار توسعه‌یافته

well-developed country

کشور توسعه‌یافته

well-developed system

سیستم توسعه‌یافته

well-developed sense

حس توسعه‌یافته

well-developed area

منطقه توسعه‌یافته

جملات نمونه

the city has a well-developed public transportation system.

شهر دارای یک سیستم حمل و نقل عمومی توسعه یافته است.

she presented a well-developed argument in her essay.

او یک استدلال توسعه یافته در مقاله خود ارائه کرد.

the region boasts a well-developed tourism infrastructure.

منطقه دارای زیرساخت گردشگری توسعه یافته است.

he showed a well-developed understanding of the subject matter.

او درک توسعه یافته ای از موضوع نشان داد.

the country has a well-developed financial market.

کشور دارای یک بازار مالی توسعه یافته است.

the software utilizes a well-developed algorithm for data processing.

نرم افزار از یک الگوریتم توسعه یافته برای پردازش داده ها استفاده می کند.

the area has a well-developed network of hiking trails.

منطقه دارای یک شبکه توسعه یافته از مسیرهای پیاده روی است.

the company has a well-developed marketing strategy.

شرکت دارای یک استراتژی بازاریابی توسعه یافته است.

the artist demonstrated a well-developed sense of color and composition.

هنرمند یک حس توسعه یافته از رنگ و ترکیب را نشان داد.

the nation has a well-developed legal framework.

کشور دارای یک چارچوب قانونی توسعه یافته است.

the farm employed a well-developed irrigation system.

در مزرعه از یک سیستم آبیاری توسعه یافته استفاده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید