burnish

[ایالات متحده]/ˈbɜːnɪʃ/
[بریتانیا]/ˈbɜːrnɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جلا دادن به درخشش; درخشان کردن
n. درخشش; جلا
vi. با جلا دادن درخشان شدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردburnishes
قسمت سوم فعلburnished
صفت یا فعل حال استمراریburnishing
زمان گذشتهburnished
صفت تفضیلیburnisher
جمعburnishes

جملات نمونه

the gleam of burnished gold.

درخشش طلای صیقلی

The stone burnishes well.

سنگ به خوبی صیقلی می‌شود.

This metal burnishes well.

این فلز به خوبی صیقلی می‌شود.

the sky was a burnished aestival blue; estival winds.

آسمان آبی صیقلی و تابستانی بود؛ بادهای تابستانی.

Use steel brush or burnisher to clean dust and weathered layer on the surface of concrete;

از برس یا صیقل استیل برای تمیز کردن گرد و غبار و لایه فرسوده روی سطح بتن استفاده کنید.

Use steel brush or burnished to clean up laitance on the surface of concrete and the concrete surface should keep dry;

از برس یا صیقل استیل برای تمیز کردن شیره روی سطح بتن استفاده کنید و سطح بتن باید خشک نگه داشته شود.

The Card Room seems to speak of a thousand games of whist and bridge and the Gold Room, especially as the westering sun burnishes its teak ceiling, is the ideal place for a pre-dinner sherry.

اتاق کارت به نظر می‌رسد که از هزاران بازی ویست و بریج صحبت می‌کند و اتاق طلایی، به ویژه با طلوع خورشید غربی که سقف چوبی آن را صیقلی می‌کند، مکان ایده‌آلی برای یک شری قبل از شام است.

نمونه‌های واقعی

Like a long line of spears brightly burnished and tall.

مانند یک خط طولانی از نیزرهای صیقلی و بلند.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

By offering degrees online, universities are making it easier for professionals to burnish their skills.

با ارائه مدارک تحصیلی آنلاین، دانشگاه‌ها باعث آسان‌تر شدن ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای برای متخصصان می‌شوند.

منبع: Dominance Issue 3 (March 2018)

The craftsman burnished the brass plates until they glowed.

صنعتگر صفحات برنجی را تا زمانی که شروع به درخشیدن کردند، صیقل داد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

It also helps burnish his public image.

همچنین به صیقل دادن چهره عمومی او کمک می کند.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

With those red shoes and the gold brooch and all her burnished brown hair.

با آن کفش‌های قرمز و سنجاق طلایی و همه موهای قهوه‌ای صیقلی‌اش.

منبع: A man named Ove decides to die.

Narang says Modi's speech about India as a space power will burnish his reputation as strong on defense.

نارنگ می‌گوید سخنرانی مودی در مورد هند به عنوان یک قدرت فضایی، شهرت او را به عنوان فردی قوی در دفاع تقویت خواهد کرد.

منبع: NPR News March 2019 Compilation

He criticised management because he said that they prized burnishing its sustainable credentials at the expense of running the business.

او مدیریت را به این دلیل مورد انتقاد قرار داد که گفتند آنها اولویت خود را به صیقل دادن اعتبار پایداری خود به قیمت اداره کسب و کار قرار داده اند.

منبع: Financial Times

But is this enough to burnish its green credentials?

اما آیا این به اندازه کافی برای صیقل دادن اعتبار سبز آن است؟

منبع: Economist Business

Charlotte would burnish up past foolishness, and this might upset her nerves.

شارلوت حماقت های گذشته را صیقل می داد و این ممکن بود اعصاب او را به هم بریزد.

منبع: The Room with a View (Part Two)

Tech firms keen to burnish their progressive credentials are leading the way.

شرکت های فناوری که مشتاقند اعتبار مترقی خود را صیقل دهند، پیشرو هستند.

منبع: Economist Business

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید