business-friendly

[ایالات متحده]/[ˈbɪznəs ˈfrɛndli]/
[بریتانیا]/[ˈbɪznəs ˈfrɛndli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خوشحال کننده یا مساعد به کسب و کار؛ مساعد به کسب و کار؛ مربوط به یا طراحی شده برای کسب و کار.

عبارات و ترکیب‌ها

business-friendly environment

محیط مناسب برای کسب و کار

business-friendly policies

سیاست‌های مناسب برای کسب و کار

business-friendly climate

کلیمای مناسب برای کسب و کار

be business-friendly

مناسب برای کسب و کار باشید

business-friendly regulations

قوانین مناسب برای کسب و کار

making it business-friendly

تبدیل آن را به محیط مناسب برای کسب و کار کردن

business-friendly tax

مالیات مناسب برای کسب و کار

highly business-friendly

بسیار مناسب برای کسب و کار

business-friendly location

محل مناسب برای کسب و کار

becoming business-friendly

در حال شدن مناسب برای کسب و کار

جملات نمونه

the government is creating a business-friendly environment to attract foreign investment.

دولت در حال ایجاد محیطی مناسب برای کسب و کار به منظور جذب سرمایه گذاری خارجی است.

we need business-friendly regulations that encourage innovation and growth.

ما نیاز به قوانین مناسب برای کسب و کار داریم که نوآوری و رشد را تشویق می کنند.

this city is known for its business-friendly tax policies and infrastructure.

این شهر به دلیل سیاست های مالیاتی مناسب برای کسب و کار و زیرساخت های آن معروف است.

the new trade agreement aims to establish a more business-friendly global market.

قرارداد تجاری جدید به منظور ایجاد بازار جهانی مناسب تر برای کسب و کار است.

a business-friendly approach is essential for economic prosperity in the region.

رویکرد مناسب برای کسب و کار برای پیشرفت اقتصادی در منطقه ضروری است.

the mayor promised to implement business-friendly policies during his campaign.

شهردار قول داد که در حمله انتخاباتی خود سیاست های مناسب برای کسب و کار را اجرا کند.

we value a business-friendly climate that fosters entrepreneurship and job creation.

ما به محیطی مناسب برای کسب و کار که ایجاد کسب و کار و ایجاد مشاغل را تشویق می کند ارزش می دهیم.

the chamber of commerce advocates for business-friendly legislation at the state level.

انجمن کسب و کار در مورد قوانین مناسب برای کسب و کار در سطح ایالت تبلیغ می کند.

the country's business-friendly reputation has led to increased foreign direct investment.

شهرت کشور در زمینه مناسب بودن برای کسب و کار منجر به افزایش سرمایه گذاری مستقیم خارجی شده است.

we are seeking a business-friendly location for our new headquarters.

ما در حال جستجوی محلی مناسب برای کسب و کار برای سرکantor جدید ما هستیم.

the goal is to foster a business-friendly ecosystem that supports startups.

هدف ایجاد محیطی مناسب برای کسب و کار است که شروع کار ها را حمایت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید