buttering bread
مالامیز کردن نان
buttering up
چرب کردن (برای جلب نظر)
buttering toast
مالامیز کردن تست
buttering muffins
مالامیز کردن مافین
buttering popcorn
مالامیز کردن پاپکورن
buttering pancakes
مالامیز کردن پنکیک
buttering veggies
مالامیز کردن سبزیجات
buttering crackers
مالامیز کردن بیسکویت
buttering rolls
مالامیز کردن نان رول
buttering cakes
مالامیز کردن کیک
he is buttering his toast for breakfast.
او در حال مالیدن کره روی نان تست برای صبحانه است.
she enjoys buttering her popcorn at the movies.
او از مالیدن کره روی پاپ کورن در سینما لذت می برد.
they were buttering the bread before serving it.
آنها قبل از سرو کردن، نان را کره می زدند.
he was buttering up his boss to get a promotion.
او برای گرفتن ترفیع، رئیس خود را چاپاند.
she is buttering her biscuits with honey.
او در حال مالیدن کره روی بیسکویت هایش با عسل است.
butter your toast evenly for the best taste.
برای داشتن بهترین طعم، نان تست خود را به طور یکنواخت کره بزنید.
he was caught buttering up the teacher for extra credit.
او در حال چاپاندن معلم برای گرفتن نمره اضافی دستگیر شد.
she loves buttering her bagels with cream cheese.
او عاشق مالیدن کره روی بیگل هایش با پنیر خامه است.
he was buttering the muffins before serving them.
او قبل از سرو کردن، مافین ها را کره می زد.
butter your corn on the cob for added flavor.
برای داشتن طعم بیشتر، ذرت خود را روی کباب کره بزنید.
buttering bread
مالامیز کردن نان
buttering up
چرب کردن (برای جلب نظر)
buttering toast
مالامیز کردن تست
buttering muffins
مالامیز کردن مافین
buttering popcorn
مالامیز کردن پاپکورن
buttering pancakes
مالامیز کردن پنکیک
buttering veggies
مالامیز کردن سبزیجات
buttering crackers
مالامیز کردن بیسکویت
buttering rolls
مالامیز کردن نان رول
buttering cakes
مالامیز کردن کیک
he is buttering his toast for breakfast.
او در حال مالیدن کره روی نان تست برای صبحانه است.
she enjoys buttering her popcorn at the movies.
او از مالیدن کره روی پاپ کورن در سینما لذت می برد.
they were buttering the bread before serving it.
آنها قبل از سرو کردن، نان را کره می زدند.
he was buttering up his boss to get a promotion.
او برای گرفتن ترفیع، رئیس خود را چاپاند.
she is buttering her biscuits with honey.
او در حال مالیدن کره روی بیسکویت هایش با عسل است.
butter your toast evenly for the best taste.
برای داشتن بهترین طعم، نان تست خود را به طور یکنواخت کره بزنید.
he was caught buttering up the teacher for extra credit.
او در حال چاپاندن معلم برای گرفتن نمره اضافی دستگیر شد.
she loves buttering her bagels with cream cheese.
او عاشق مالیدن کره روی بیگل هایش با پنیر خامه است.
he was buttering the muffins before serving them.
او قبل از سرو کردن، مافین ها را کره می زد.
butter your corn on the cob for added flavor.
برای داشتن طعم بیشتر، ذرت خود را روی کباب کره بزنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید