buttering

[ایالات متحده]/ˈbʌtərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbʌtərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مالیدن کره به چیزی؛ چاپلوسی یا تحسین غیرصادقانه؛ لایه‌ای که دو چیز را از هم جدا می‌کند؛ نوعی فرایند جوشکاری

عبارات و ترکیب‌ها

buttering bread

مالامیز کردن نان

buttering up

چرب کردن (برای جلب نظر)

buttering toast

مالامیز کردن تست

buttering muffins

مالامیز کردن مافین

buttering popcorn

مالامیز کردن پاپ‌کورن

buttering pancakes

مالامیز کردن پنکیک

buttering veggies

مالامیز کردن سبزیجات

buttering crackers

مالامیز کردن بیسکویت

buttering rolls

مالامیز کردن نان رول

buttering cakes

مالامیز کردن کیک

جملات نمونه

he is buttering his toast for breakfast.

او در حال مالیدن کره روی نان تست برای صبحانه است.

she enjoys buttering her popcorn at the movies.

او از مالیدن کره روی پاپ کورن در سینما لذت می برد.

they were buttering the bread before serving it.

آنها قبل از سرو کردن، نان را کره می زدند.

he was buttering up his boss to get a promotion.

او برای گرفتن ترفیع، رئیس خود را چاپاند.

she is buttering her biscuits with honey.

او در حال مالیدن کره روی بیسکویت هایش با عسل است.

butter your toast evenly for the best taste.

برای داشتن بهترین طعم، نان تست خود را به طور یکنواخت کره بزنید.

he was caught buttering up the teacher for extra credit.

او در حال چاپاندن معلم برای گرفتن نمره اضافی دستگیر شد.

she loves buttering her bagels with cream cheese.

او عاشق مالیدن کره روی بیگل هایش با پنیر خامه است.

he was buttering the muffins before serving them.

او قبل از سرو کردن، مافین ها را کره می زد.

butter your corn on the cob for added flavor.

برای داشتن طعم بیشتر، ذرت خود را روی کباب کره بزنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید