slather on
مالاندن
slather it
آن را مالاندن
slather sauce
مالاندن سس
slather butter
مالاندن کره
slather cream
مالاندن خامه
slather jam
مالاندن مربا
slather frosting
مالاندن روی کیک
slather mayo
مالاندن مایونز
slather oil
مالاندن روغن
slather glaze
مالاندن پوشش
she loves to slather butter on her toast.
او عاشق مالیدن کره روی نان تستش است.
he decided to slather the cake with frosting.
او تصمیم گرفت کیک را با کرم خامهای بپوشاند.
they slathered sunscreen all over before going to the beach.
آنها قبل از رفتن به ساحل، کرم ضد آفتاب را به طور کامل مالیدند.
she slathered her pancakes with maple syrup.
او پنکیکهایش را با شربت افرا مالید.
he likes to slather his burgers with ketchup and mustard.
او دوست دارد برگرهایش را با کچاپ و خردل بپوشاند.
we should slather the walls in bright colors.
ما باید دیوارها را با رنگهای روشن بپوشانیم.
she slathered lotion on her dry skin.
او لوسیون را روی پوست خشکش مالید.
he slathered the dip on his chips.
او دیپ را روی چیپسهایش مالید.
they slathered paint on the canvas for an abstract look.
آنها برای ایجاد یک ظاهر انتزاعی، رنگ را روی بوم مالیدند.
she slathered her hair with conditioner after washing it.
او بعد از شستن، موهایش را با نرم کننده مالید.
slather on
مالاندن
slather it
آن را مالاندن
slather sauce
مالاندن سس
slather butter
مالاندن کره
slather cream
مالاندن خامه
slather jam
مالاندن مربا
slather frosting
مالاندن روی کیک
slather mayo
مالاندن مایونز
slather oil
مالاندن روغن
slather glaze
مالاندن پوشش
she loves to slather butter on her toast.
او عاشق مالیدن کره روی نان تستش است.
he decided to slather the cake with frosting.
او تصمیم گرفت کیک را با کرم خامهای بپوشاند.
they slathered sunscreen all over before going to the beach.
آنها قبل از رفتن به ساحل، کرم ضد آفتاب را به طور کامل مالیدند.
she slathered her pancakes with maple syrup.
او پنکیکهایش را با شربت افرا مالید.
he likes to slather his burgers with ketchup and mustard.
او دوست دارد برگرهایش را با کچاپ و خردل بپوشاند.
we should slather the walls in bright colors.
ما باید دیوارها را با رنگهای روشن بپوشانیم.
she slathered lotion on her dry skin.
او لوسیون را روی پوست خشکش مالید.
he slathered the dip on his chips.
او دیپ را روی چیپسهایش مالید.
they slathered paint on the canvas for an abstract look.
آنها برای ایجاد یک ظاهر انتزاعی، رنگ را روی بوم مالیدند.
she slathered her hair with conditioner after washing it.
او بعد از شستن، موهایش را با نرم کننده مالید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید