slather

[ایالات متحده]/ˈslɑːðə/
[بریتانیا]/ˈslæðər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را به طور ضخیم پخش کردن یا اعمال کردن
n. مقدار زیادی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

slather on

مالاندن

slather it

آن را مالاندن

slather sauce

مالاندن سس

slather butter

مالاندن کره

slather cream

مالاندن خامه

slather jam

مالاندن مربا

slather frosting

مالاندن روی کیک

slather mayo

مالاندن مایونز

slather oil

مالاندن روغن

slather glaze

مالاندن پوشش

جملات نمونه

she loves to slather butter on her toast.

او عاشق مالیدن کره روی نان تستش است.

he decided to slather the cake with frosting.

او تصمیم گرفت کیک را با کرم خامه‌ای بپوشاند.

they slathered sunscreen all over before going to the beach.

آنها قبل از رفتن به ساحل، کرم ضد آفتاب را به طور کامل مالیدند.

she slathered her pancakes with maple syrup.

او پنکیک‌هایش را با شربت افرا مالید.

he likes to slather his burgers with ketchup and mustard.

او دوست دارد برگرهایش را با کچاپ و خردل بپوشاند.

we should slather the walls in bright colors.

ما باید دیوارها را با رنگ‌های روشن بپوشانیم.

she slathered lotion on her dry skin.

او لوسیون را روی پوست خشکش مالید.

he slathered the dip on his chips.

او دیپ را روی چیپس‌هایش مالید.

they slathered paint on the canvas for an abstract look.

آنها برای ایجاد یک ظاهر انتزاعی، رنگ را روی بوم مالیدند.

she slathered her hair with conditioner after washing it.

او بعد از شستن، موهایش را با نرم کننده مالید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید