buxomness

[ایالات متحده]/ˈbʌksəmnəs/
[بریتانیا]/ˈbʌksəmnəs/

ترجمه

n. خاصه یا حالت بودن چرب؛ داشتن یک شکل کامل و منحنی با منحنی های به خوبی توسعه یافته.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

her buxomness

پر چربی بودن

buxomness and beauty

پر چربی بودن و زیبایی

possessing buxomness

داشتن پر چربی

buxomness personified

پر چربی بودن به عنوان شخصیت

displaying buxomness

نمایش پر چربی

classic buxomness

پر چربی کلاسیک

striking buxomness

پر چربی جذاب

curves and buxomness

منحنی ها و پر چربی

buxomness redefined

تعریف جدیدی از پر چربی

natural buxomness

پر چربی طبیعی

جملات نمونه

her buxomness was the talk of the town during her acting career.

در طول دوران بازیگری‌اش، چربی‌پرستی او مورد بحث شهر بود.

the painting celebrated the buxomness of the female form as a symbol of fertility.

این نقاشی چربی‌پرستی شکل زنانه را به عنوان نماد خصوصیت زادوپروری تجلیل می‌کرد.

she embraced her natural buxomness and refused to conform to modern fashion standards.

او چربی‌پرستی طبیعی خود را پذیرفت و به استانداردهای مدرن مد تطابق نکرد.

critics often commented on the actress's buxomness rather than her acting talent.

انتقادات اغلب بر چربی‌پرستی بازیگر تمرکز داشتند، نه به مهارت بازیگری‌اش.

in renaissance art, buxomness was frequently portrayed as an ideal of feminine beauty.

در هنر دوره نهضت، چربی‌پرستی به طور مکرر به عنوان یک ایده‌آل زیبایی زنانه نمایش داده می‌شد.

the model's buxomness made her a standout in the competitive fashion industry.

چربی‌پرستی مدل، او را در صنعت مد رقابتی به یک شخصیت برجسته تبدیل کرد.

photographers were fascinated by the subject's striking buxomness and classical features.

فotograf‌ها به چربی‌پرستی برجسته و ویژگی‌های کلاسیک موضوع علاقه‌مند بودند.

her buxomness became an asset in her career as a performer.

چربی‌پرستی او در کاری فردی به عنوان یک دارایی شد.

the sculpture emphasized the buxomness of the goddess, celebrating abundance and vitality.

این مجسمه چربی‌پرستی خدیجۀ را تأکید می‌کند و فراوانی و زنده‌گی را تجلیل می‌کند.

social media buzzed with discussions about the model's confident buxomness.

شبکه‌های اجتماعی با بحث‌هایی درباره چربی‌پرستی اطمینان‌آمیز مدل پر شده بود.

the classic novel described the heroine's buxomness in vivid detail.

این رمان کلاسیک چربی‌پرستی شخصیت اصلی را با جزئیات زنده توصیف کرد.

she owned her buxomness with grace and self-assurance.

او با احترام و اعتماد به نفس چربی‌پرستی خود را داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید