caboodle

[ایالات متحده]/ˈkæbəˌdʊl/
[بریتانیا]/kab-ə-dəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمام دارایی‌ها یا متعلقاتی که کسی دارد؛ کل مجموعه.؛ مجموعه یا گروهی از چیزها.
Word Forms
جمعcaboodles

عبارات و ترکیب‌ها

kit and caboodle

کل مجموعه

whole caboodle

کل مجموعه

caboose and caboodle

واگن و کل مجموعه

the whole caboodle

کل مجموعه

caboodle of fun

کل مجموعه سرگرمی

caboodle of stuff

کل مجموعه وسایل

full caboodle

کل مجموعه کامل

entire caboodle

کل مجموعه کامل

big caboodle

کل مجموعه بزرگ

little caboodle

کل مجموعه کوچک

جملات نمونه

she packed her entire caboodle for the trip.

او کل وسایلش را برای سفر بست.

we brought the whole caboodle to the picnic.

ما کل وسایل را برای پیک نیک بردیم.

his caboodle of toys filled the entire room.

کل اسباب بازی هایش کل اتاق را پر کرد.

they sold the caboodle at the garage sale.

آنها کل وسایل را در حراجی پارکینگ فروختند.

the artist had a caboodle of supplies for the project.

هنرمند وسایل زیادی برای پروژه داشت.

she brought her caboodle of ideas to the meeting.

او ایده های زیادی را به جلسه آورد.

we need to gather the whole caboodle before we leave.

ما باید قبل از رفتن کل وسایل را جمع کنیم.

his caboodle of friends always supports him.

دوستانش همیشه از او حمایت می کنند.

the event attracted a caboodle of participants.

این رویداد تعداد زیادی شرکت کننده را جذب کرد.

she has a caboodle of recipes in her cookbook.

او دستور العمل های زیادی در کتاب آشپزی خود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید