| جمع | caboodles |
kit and caboodle
کل مجموعه
whole caboodle
کل مجموعه
caboose and caboodle
واگن و کل مجموعه
the whole caboodle
کل مجموعه
caboodle of fun
کل مجموعه سرگرمی
caboodle of stuff
کل مجموعه وسایل
full caboodle
کل مجموعه کامل
entire caboodle
کل مجموعه کامل
big caboodle
کل مجموعه بزرگ
little caboodle
کل مجموعه کوچک
she packed her entire caboodle for the trip.
او کل وسایلش را برای سفر بست.
we brought the whole caboodle to the picnic.
ما کل وسایل را برای پیک نیک بردیم.
his caboodle of toys filled the entire room.
کل اسباب بازی هایش کل اتاق را پر کرد.
they sold the caboodle at the garage sale.
آنها کل وسایل را در حراجی پارکینگ فروختند.
the artist had a caboodle of supplies for the project.
هنرمند وسایل زیادی برای پروژه داشت.
she brought her caboodle of ideas to the meeting.
او ایده های زیادی را به جلسه آورد.
we need to gather the whole caboodle before we leave.
ما باید قبل از رفتن کل وسایل را جمع کنیم.
his caboodle of friends always supports him.
دوستانش همیشه از او حمایت می کنند.
the event attracted a caboodle of participants.
این رویداد تعداد زیادی شرکت کننده را جذب کرد.
she has a caboodle of recipes in her cookbook.
او دستور العمل های زیادی در کتاب آشپزی خود دارد.
kit and caboodle
کل مجموعه
whole caboodle
کل مجموعه
caboose and caboodle
واگن و کل مجموعه
the whole caboodle
کل مجموعه
caboodle of fun
کل مجموعه سرگرمی
caboodle of stuff
کل مجموعه وسایل
full caboodle
کل مجموعه کامل
entire caboodle
کل مجموعه کامل
big caboodle
کل مجموعه بزرگ
little caboodle
کل مجموعه کوچک
she packed her entire caboodle for the trip.
او کل وسایلش را برای سفر بست.
we brought the whole caboodle to the picnic.
ما کل وسایل را برای پیک نیک بردیم.
his caboodle of toys filled the entire room.
کل اسباب بازی هایش کل اتاق را پر کرد.
they sold the caboodle at the garage sale.
آنها کل وسایل را در حراجی پارکینگ فروختند.
the artist had a caboodle of supplies for the project.
هنرمند وسایل زیادی برای پروژه داشت.
she brought her caboodle of ideas to the meeting.
او ایده های زیادی را به جلسه آورد.
we need to gather the whole caboodle before we leave.
ما باید قبل از رفتن کل وسایل را جمع کنیم.
his caboodle of friends always supports him.
دوستانش همیشه از او حمایت می کنند.
the event attracted a caboodle of participants.
این رویداد تعداد زیادی شرکت کننده را جذب کرد.
she has a caboodle of recipes in her cookbook.
او دستور العمل های زیادی در کتاب آشپزی خود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید