cachectic

[ایالات متحده]/ˈkæʃɛktɪk/
[بریتانیا]/kəˈkɛktɪk/

ترجمه

adj. به شدت ضعیف و نازک، به ویژه به عنوان نتیجه بیماری؛ داشتن ویژگی‌های کَشی; مربوط به یا مشخص شده با تجزیه شدید.

عبارات و ترکیب‌ها

cachectic patient

بیمار لاغر و تحلیل رفته

cachectic state

وضعیت لاغر و تحلیل رفته

cachectic appearance

ظاهر لاغر و تحلیل رفته

cachectic syndrome

سندرم لاغر و تحلیل رفته

cachectic individual

فرد لاغر و تحلیل رفته

cachectic condition

شرایط لاغر و تحلیل رفته

cachectic features

ویژگی‌های لاغر و تحلیل رفته

cachectic weight

وزن لاغر و تحلیل رفته

cachectic signs

علائم لاغر و تحلیل رفته

cachectic effects

اثرات لاغر و تحلیل رفته

جملات نمونه

the patient appeared cachectic and weak.

بیمار دچار ضعف و تحلیل رفتگی به نظر می‌رسید.

cachectic individuals often require specialized nutrition.

افراد تحلیل رفته اغلب به تغذیه تخصصی نیاز دارند.

his cachectic state was alarming to the doctors.

وضعیت تحلیل رفته او برای پزشکان نگران کننده بود.

she struggled with cachectic symptoms for months.

او برای ماه‌ها با علائم تحلیل رفته دست و پنجه نرم کرد.

cachectic patients may need physical therapy.

بیماران تحلیل رفته ممکن است به فیزیوتراپی نیاز داشته باشند.

the cachectic condition affected his quality of life.

وضعیت تحلیل رفته بر کیفیت زندگی او تأثیر گذاشت.

doctors are concerned about his cachectic appearance.

پزشکان نگران ظاهر تحلیل رفته او هستند.

they provided support for cachectic patients in the clinic.

آنها از بیماران تحلیل رفته در کلینیک حمایت کردند.

her cachectic look was a sign of her illness.

ظاهر تحلیل رفته او نشانه‌ای از بیماری او بود.

nutritionists focus on helping cachectic individuals regain strength.

متخصصان تغذیه بر کمک به افراد تحلیل رفته برای بازیافتن قدرت تمرکز می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید