cakewalked

[ایالات متحده]/keɪkˈwɔːlkt/
[بریتانیا]/keikˈwɔːlkt/

ترجمه

v. چیزی را بسیار آسان تمام کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

cakewalked through

از میان آن به راحتی عبور کرد

cakewalked away

با موفقیت دور شد

cakewalked the exam

امتحان را با موفقیت داد

cakewalked the competition

رقابت را با موفقیت پشت سر گذاشت

cakewalked to victory

به پیروزی دست یافت

cakewalked the project

پروژه را با موفقیت انجام داد

cakewalked the challenge

چالش را با موفقیت پشت سر گذاشت

cakewalked the task

وظیفه را با موفقیت انجام داد

cakewalked the process

فرآیند را با موفقیت پشت سر گذاشت

cakewalked the game

بازی را با موفقیت برد

جملات نمونه

winning the competition felt like a cakewalk.

برنده شدن در مسابقه مثل یک بازی بچگانه بود.

she cakewalked through the exam without any stress.

او بدون هیچ استرسی به راحتی از امتحان عبور کرد.

for him, the project was a cakewalk.

برای او، پروژه مثل یک بازی بچگانه بود.

the game was a cakewalk for the experienced players.

بازی برای بازیکنان باتجربه مثل یک بازی بچگانه بود.

completing the task was a cakewalk compared to last week.

تکمیل این کار در مقایسه با هفته گذشته مثل یک بازی بچگانه بود.

she cakewalked through the dance routine effortlessly.

او به راحتی و بدون زحمت از روتین رقص عبور کرد.

he thought the hike would be challenging, but it was a cakewalk.

او فکر کرد که پیاده‌روی چالش‌برانگیز خواهد بود، اما مثل یک بازی بچگانه بود.

after practicing, the performance was a cakewalk.

بعد از تمرین، اجرا مثل یک بازی بچگانه بود.

the new software made the process a cakewalk.

نرم‌افزار جدید این فرآیند را مثل یک بازی بچگانه کرد.

she cakewalked through the interview, impressing everyone.

او با تحت تاثیر قرار دادن همه، به راحتی از مصاحبه عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید