calendered

[ایالات متحده]/ˈkæləndərd/
[بریتانیا]/ˈkælənˌdɛrɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای صاف کردن یا براق کردن با عبور از میان غلتک‌ها، مانند کاغذ.

عبارات و ترکیب‌ها

calendered paper

کاغذ کالندری

calendered film

فیلم کالندری

calendered surface

سطح کالندری

calendered texture

بافت کالندری

calendered sheet

برگ کالندری

calendered material

مواد کالندری

calendered product

محصول کالندری

calendered finish

پوشش کالندری

calendered coating

روکش کالندری

calendered roll

غلتک کالندری

جملات نمونه

the paper was calendered to achieve a smooth finish.

برای دستیابی به یک سطح صاف، کاغذ را کالندر کردند.

calendered fabrics are often used in fashion design.

پارچه های کالندر شده اغلب در طراحی مد استفاده می شوند.

we need to calender the material before printing.

ما باید ماده را قبل از چاپ کالندر کنیم.

the calendered surface enhances durability.

سطح کالندر شده دوام را افزایش می دهد.

calendered sheets are more resistant to wear and tear.

ورق های کالندر شده بیشتر در برابر سایش و پارگی مقاوم هستند.

she prefers calendered vinyl for her craft projects.

او ترجیح می دهد از وینیل کالندر شده برای پروژه های هنری خود استفاده کند.

calendered products are often more aesthetically pleasing.

محصولات کالندر شده اغلب از نظر زیبایی بیشتر دلپذیر هستند.

they calendered the rubber to improve its texture.

آنها لاستیک را برای بهبود بافت آن کالندر کردند.

the calendered finish gives the fabric a polished look.

پوشش کالندر شده به پارچه ظاهری براق می بخشد.

calendered materials are essential in the packaging industry.

مواد کالندر شده در صنعت بسته بندی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید