camped

[ایالات متحده]/[kæmpt]/
[بریتانیا]/[ kæmpt ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در یا نزدیک به اردوگاه واقع شده.
v. (زمان گذشته فعل camp) اردوگاه را برپا کردن؛ به طور موقت در اردوگاه زندگی کردن.
v. (زمان گذشته فعل camp out) شب یا چند شب را در چادر یا سرپناه موقت دیگر، معمولاً در فضای باز، گذراندن.
v. (زمان گذشته فعل camping) برای مدتی در اردوگاه اقامت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

camped out

Persian_translation

camped here

Persian_translation

camped last night

Persian_translation

camped near

Persian_translation

camped together

Persian_translation

camped securely

Persian_translation

camping out

Persian_translation

camped briefly

Persian_translation

camped awhile

Persian_translation

camped around

Persian_translation

جملات نمونه

we camped near the lake for three days.

ما سه روز کنار دریاچه کمپ کردیم.

the children camped out in the backyard.

کودکان در حیاط پشتی کمپ کردند.

they camped in a remote mountain area.

آنها در یک منطقه کوهستانی دورافتاده کمپ کردند.

the scouts camped under the stars.

پیشاهنگ‌ها زیر ستارگان کمپ کردند.

we camped with friends last summer.

ما تابستان گذشته با دوستان کمپ کردیم.

the family camped in a spacious tent.

خانواده در یک چادر جادار کمپ کرد.

they camped out to enjoy the scenery.

آنها برای لذت بردن از مناظر کمپ کردند.

the group camped by the riverbank.

گروه در کنار ساحل رودخانه کمپ کرد.

we camped and hiked in the national park.

ما در پارک ملی کمپ کردیم و پیاده‌روی کردیم.

the volunteers camped on the beach.

داوطلبان در ساحل کمپ کردند.

they camped out during the festival.

آنها در طول جشنواره کمپ کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید