canonry

[ایالات متحده]/ˈkænən.ri/
[بریتانیا]/ˈkæ.nə.ˌri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت یا دفتری که توسط یک کشیش در یک کلیسای جامع یا کلیسای دانشگاهی نگه داشته می‌شود.; عضویت در یک فصل از کشیشان.
Word Forms
جمعcanonries

عبارات و ترکیب‌ها

canonry duties

وظایف مربوط به قانون‌نامه‌ها

canonry privileges

مزایای مربوط به قانون‌نامه‌ها

canonry rights

حقوق مربوط به قانون‌نامه‌ها

canonry appointment

انتصاب مربوط به قانون‌نامه‌ها

canonry status

وضعیت مربوط به قانون‌نامه‌ها

canonry members

اعضای قانون‌نامه‌ها

canonry regulations

مقررات مربوط به قانون‌نامه‌ها

canonry election

انتخابات قانون‌نامه‌ها

canonry traditions

رسوم و سنت‌های قانون‌نامه‌ها

canonry community

جامعه قانون‌نامه‌ها

جملات نمونه

the canonry was established in the 12th century.

کانونری در قرن دوازدهم تأسیس شد.

he was appointed to the canonry after years of service.

او پس از سال‌ها خدمت در کانونری منصوب شد.

the canonry played a significant role in the community.

کانونری نقش مهمی در جامعه ایفا می‌کرد.

she dreams of holding a position in the canonry.

او رویای داشتن یک موقعیت در کانونری را دارد.

the canonry's influence extended beyond the church.

نفوذ کانونری فراتر از کلیسا بود.

he studied theology to prepare for a canonry.

او برای آمادگی برای کانونری الهیات مطالعه کرد.

the canonry was known for its rich traditions.

کانونری به خاطر سنت‌های غنی خود شناخته می‌شد.

members of the canonry gathered for an annual meeting.

اعضای کانونری برای یک جلسه سالانه گرد هم آمدند.

she wrote a book about the history of the canonry.

او کتابی در مورد تاریخ کانونری نوشت.

the canonry provided support to local charities.

کانونری از سازمان‌های خیریه محلی حمایت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید