one capful
یک پیمانه
two capfuls
دو پیمانه
a capful
یک پیمانه
capful of water
یک پیمانه آب
capful of vinegar
یک پیمانه سرکه
add a capful
یک پیمانه اضافه کنید
mix a capful
یک پیمانه مخلوط کنید
use a capful
از یک پیمانه استفاده کنید
take a capful
یک پیمانه بردارید
capful measurement
اندازه گیری پیمانه
add one capful of detergent to the washing machine.
اضافه کردن یک پیمانه مواد شوینده به ماشین لباسشویی.
he measured out a capful of medicine for the child.
او یک پیمانه دارو برای کودک اندازه گیری کرد.
mix a capful of vinegar into the salad dressing.
یک پیمانه سرکه را در سس سالاد مخلوط کنید.
for best results, use a capful of this product daily.
برای بهترین نتیجه، روزانه از یک پیمانه از این محصول استفاده کنید.
she added a capful of oil to the frying pan.
او یک پیمانه روغن به تابه سرخ کرد.
just a capful of this concentrated solution is enough.
فقط یک پیمانه از این محلول غلیظ کافی است.
pour a capful of bleach into the water for cleaning.
برای تمیز کردن، یک پیمانه سفید کننده را در آب بریزید.
he took a capful of cough syrup before bed.
او قبل از خواب یک پیمانه شربت سرفه مصرف کرد.
use a capful of fabric softener in the rinse cycle.
در چرخه آبکشی از یک پیمانه نرم کننده پارچه استفاده کنید.
she recommended a capful of essential oil for relaxation.
او برای آرامش یک پیمانه روغن ضروری را توصیه کرد.
one capful
یک پیمانه
two capfuls
دو پیمانه
a capful
یک پیمانه
capful of water
یک پیمانه آب
capful of vinegar
یک پیمانه سرکه
add a capful
یک پیمانه اضافه کنید
mix a capful
یک پیمانه مخلوط کنید
use a capful
از یک پیمانه استفاده کنید
take a capful
یک پیمانه بردارید
capful measurement
اندازه گیری پیمانه
add one capful of detergent to the washing machine.
اضافه کردن یک پیمانه مواد شوینده به ماشین لباسشویی.
he measured out a capful of medicine for the child.
او یک پیمانه دارو برای کودک اندازه گیری کرد.
mix a capful of vinegar into the salad dressing.
یک پیمانه سرکه را در سس سالاد مخلوط کنید.
for best results, use a capful of this product daily.
برای بهترین نتیجه، روزانه از یک پیمانه از این محصول استفاده کنید.
she added a capful of oil to the frying pan.
او یک پیمانه روغن به تابه سرخ کرد.
just a capful of this concentrated solution is enough.
فقط یک پیمانه از این محلول غلیظ کافی است.
pour a capful of bleach into the water for cleaning.
برای تمیز کردن، یک پیمانه سفید کننده را در آب بریزید.
he took a capful of cough syrup before bed.
او قبل از خواب یک پیمانه شربت سرفه مصرف کرد.
use a capful of fabric softener in the rinse cycle.
در چرخه آبکشی از یک پیمانه نرم کننده پارچه استفاده کنید.
she recommended a capful of essential oil for relaxation.
او برای آرامش یک پیمانه روغن ضروری را توصیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید