caponized bird
پرنده کاپونیزه
caponized meat
گوشت کاپونیزه
caponized chicken
مرغ کاپونیزه
caponized poultry
پرندگان کاپونیزه
caponized male
نر کاپونیزه
caponized animal
حیوان کاپونیزه
caponized production
تولید کاپونیزه
caponized process
فرآیند کاپونیزه
caponized livestock
دام کاپونیزه
caponized diet
رژیم غذایی کاپونیزه
the farmer caponized the young roosters to improve meat quality.
کشاورز جوجههای نر جوان را برای بهبود کیفیت گوشت، کاپونیزه کرد.
he learned that caponized chickens are often more docile.
او متوجه شد که مرغهای کاپونیزه اغلب رامتر هستند.
many chefs prefer caponized birds for their tenderness.
بسیاری از سرآشپزها به دلیل لطافتشان، پرندگان کاپونیزه را ترجیح میدهند.
in some cultures, caponized poultry is a delicacy.
در برخی فرهنگها، طیور کاپونیزه یک غذای خوشمزه محسوب میشود.
the caponized rooster weighed significantly more than the unaltered ones.
خروس کاپونیزه به طور قابل توجهی بیشتر از آنهایی که دست نخورده بودند، وزن داشت.
farmers often caponize to control aggression in roosters.
کشاورزان اغلب برای کنترل پرخاشگری در خروسها کاپونیزه میکنند.
caponized birds can be prepared in various traditional dishes.
میتوان پرندگان کاپونیزه را در انواع غذاهای سنتی تهیه کرد.
he was surprised to learn how caponized meat differs in flavor.
او از این که گوشت کاپونیزه چه تفاوتهایی در طعم دارد، تعجب کرد.
some believe that caponized chickens have a richer taste.
برخی معتقدند که مرغهای کاپونیزه طعم غنیتری دارند.
caponized bird
پرنده کاپونیزه
caponized meat
گوشت کاپونیزه
caponized chicken
مرغ کاپونیزه
caponized poultry
پرندگان کاپونیزه
caponized male
نر کاپونیزه
caponized animal
حیوان کاپونیزه
caponized production
تولید کاپونیزه
caponized process
فرآیند کاپونیزه
caponized livestock
دام کاپونیزه
caponized diet
رژیم غذایی کاپونیزه
the farmer caponized the young roosters to improve meat quality.
کشاورز جوجههای نر جوان را برای بهبود کیفیت گوشت، کاپونیزه کرد.
he learned that caponized chickens are often more docile.
او متوجه شد که مرغهای کاپونیزه اغلب رامتر هستند.
many chefs prefer caponized birds for their tenderness.
بسیاری از سرآشپزها به دلیل لطافتشان، پرندگان کاپونیزه را ترجیح میدهند.
in some cultures, caponized poultry is a delicacy.
در برخی فرهنگها، طیور کاپونیزه یک غذای خوشمزه محسوب میشود.
the caponized rooster weighed significantly more than the unaltered ones.
خروس کاپونیزه به طور قابل توجهی بیشتر از آنهایی که دست نخورده بودند، وزن داشت.
farmers often caponize to control aggression in roosters.
کشاورزان اغلب برای کنترل پرخاشگری در خروسها کاپونیزه میکنند.
caponized birds can be prepared in various traditional dishes.
میتوان پرندگان کاپونیزه را در انواع غذاهای سنتی تهیه کرد.
he was surprised to learn how caponized meat differs in flavor.
او از این که گوشت کاپونیزه چه تفاوتهایی در طعم دارد، تعجب کرد.
some believe that caponized chickens have a richer taste.
برخی معتقدند که مرغهای کاپونیزه طعم غنیتری دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید