caponized

[ایالات متحده]/ˈkæp.ə.naɪzd/
[بریتانیا]/kap-ə-nāyd/

ترجمه

v. عقیم کردن (پرنده یا حیوان نر).

عبارات و ترکیب‌ها

caponized bird

پرنده کاپونیزه

caponized meat

گوشت کاپونیزه

caponized chicken

مرغ کاپونیزه

caponized poultry

پرندگان کاپونیزه

caponized male

نر کاپونیزه

caponized animal

حیوان کاپونیزه

caponized production

تولید کاپونیزه

caponized process

فرآیند کاپونیزه

caponized livestock

دام کاپونیزه

caponized diet

رژیم غذایی کاپونیزه

جملات نمونه

the farmer caponized the young roosters to improve meat quality.

کشاورز جوجه‌های نر جوان را برای بهبود کیفیت گوشت، کاپونیزه کرد.

he learned that caponized chickens are often more docile.

او متوجه شد که مرغ‌های کاپونیزه اغلب رام‌تر هستند.

many chefs prefer caponized birds for their tenderness.

بسیاری از سرآشپزها به دلیل لطافتشان، پرندگان کاپونیزه را ترجیح می‌دهند.

in some cultures, caponized poultry is a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، طیور کاپونیزه یک غذای خوشمزه محسوب می‌شود.

the caponized rooster weighed significantly more than the unaltered ones.

خروس کاپونیزه به طور قابل توجهی بیشتر از آنهایی که دست نخورده بودند، وزن داشت.

farmers often caponize to control aggression in roosters.

کشاورزان اغلب برای کنترل پرخاشگری در خروس‌ها کاپونیزه می‌کنند.

caponized birds can be prepared in various traditional dishes.

می‌توان پرندگان کاپونیزه را در انواع غذاهای سنتی تهیه کرد.

he was surprised to learn how caponized meat differs in flavor.

او از این که گوشت کاپونیزه چه تفاوت‌هایی در طعم دارد، تعجب کرد.

some believe that caponized chickens have a richer taste.

برخی معتقدند که مرغ‌های کاپونیزه طعم غنی‌تری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید