caravanned

[ایالات متحده]/ˌkærəˈvɑːnd/
[بریتانیا]/ˌkærəˈvænd/

ترجمه

v. گذشته مشارکتی از کاروان، سفر کردن در یک گروه یا کاروان.
n. یک گروه مسافرتی یا کاروان، به ویژه یکی که در یک سفر طولانی است.

عبارات و ترکیب‌ها

caravanned together

همراه با هم کاروان کردند

caravanned slowly

به آرامی کاروان کردند

caravanned across

از آنجا که کاروان کردند

caravanned in groups

در قالب گروه ها کاروان کردند

caravanned for miles

برای مایل ها کاروان کردند

caravanned all day

در طول روز کاروان کردند

caravanned to camp

به سمت کمپ کاروان کردند

caravanned with friends

با دوستان کاروان کردند

caravanned through mountains

از میان کوه ها کاروان کردند

caravanned during summer

در طول تابستان کاروان کردند

جملات نمونه

they caravanned across the desert for weeks.

آنها برای هفته‌ها از صحرا کاروان کردند.

the group caravanned together to the festival.

گروه برای رفتن به جشنواره با هم کاروان کردند.

we caravanned through the mountains during our vacation.

ما در طول تعطیلات خود از میان کوه‌ها کاروان کردیم.

families often caravanned to the beach in the summer.

خانواده‌ها اغلب در تابستان به سمت ساحل کاروان می‌رفتند.

they caravanned to explore the national parks.

آنها برای گشت و گذار در پارک‌های ملی کاروان کردند.

during the migration, they caravanned in large groups.

در طول مهاجرت، آنها در گروه‌های بزرگ کاروان کردند.

we caravanned with friends for a road trip.

ما برای یک سفر جاده‌ای با دوستانمان کاروان کردیم.

she caravanned with her family every summer.

او هر تابستان با خانواده‌اش کاروان می‌رفت.

they caravanned to the mountains for a weekend getaway.

آنها برای یک آخر هفته به کوه‌ها کاروان کردند.

the caravan caravanned through various terrains.

کاروان از میان مناطق مختلف عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید