cared for
مراقب بود
cared about
نگران بود
cared less
کمتر اهمیت میداد
cared deeply
به شدت اهمیت میداد
cared enough
به اندازهی کافی اهمیت میداد
cared well
خوب مراقبت میکرد
cared greatly
بسیار اهمیت میداد
cared sincerely
صادقانه اهمیت میداد
cared genuinely
واقعاً اهمیت میداد
cared thoroughly
به طور کامل اهمیت میداد
she cared deeply for her friends.
او به شدت برای دوستانش اهمیت قائل بود.
he cared for his sick mother.
او از مادر بیمارش مراقبت کرد.
they cared about the environment.
آنها به محیط زیست اهمیت می دادند.
she always cared what others thought.
او همیشه به نظر دیگران اهمیت می داد.
he cared enough to help the needy.
او به اندازه کافی اهمیت می داد که به نیازمندان کمک کند.
she cared for the pets at the shelter.
او از حیوانات پناهگاه مراقبت کرد.
they cared little for material possessions.
آنها به دارایی های مادی اهمیت کمی می دادند.
he cared for her opinion on the matter.
او برای نظر او در این مورد اهمیت قائل بود.
she cared to learn new skills.
او خواسته بود مهارت های جدیدی یاد بگیرد.
they cared to make a difference in the community.
آنها خواسته بودند در جامعه تغییری ایجاد کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید