He is learning the carpenter's trade.
او در حال یادگیری شغل نجاری است.
Ask the carpenter to build in some cupboards.
از نجار بخواهید چند کمد بسازد.
The carpenter will floor this room with oak.
نجار این اتاق را با بلوط کفپوش خواهد کرد.
The carpenter held the piece of wood in a vise.
نجار قطعه چوب را در گیره نگه داشت.
the rails were carpentered very skilfully.
میله ها با مهارت فراوان نجاری شدند.
master carpenters would hew the logs with an axe.
نجارهای ماهر با تبر، الوارها را تراش می دادند.
Carpenters ripped up the old floorboards.
نجارها کفپوشهای قدیمی را پاره کردند.
The floor of the carpenter's shop was covered with shavings.
کف کارگاه نجار با تراشهها پوشیده شده بود.
The carpenter evened a board with a plane.
نجار با اره یک تخته را صاف کرد.
The carpenter flung aside his tools in a rage.
نجار با خشم ابزارهای خود را کنار انداخت.
Get the carpenter to saw the wood up to your requirements.
از نجار بخواهید چوب را مطابق نیازهای شما برش دهد.
The carpenter taught us how to season wood.
نجار به ما یاد داد چگونه چوب را هواگیری کنیم.
He worked in a carpenter's shop.
او در یک کارگاه نجاری کار می کرد.
I have a complete set of carpenter's tools.
من یک مجموعه کامل ابزارهای نجاری دارم.
the United Brotherhood of Carpenters
برادری متحد نجاران
plies the carpenter's trade.See Synonyms at handle
او شغل نجاری را دنبال می کند. برای یافتن مترادف ها به دسته مراجعه کنید.
He is learning the carpenter's trade.
او در حال یادگیری شغل نجاری است.
Ask the carpenter to build in some cupboards.
از نجار بخواهید چند کمد بسازد.
The carpenter will floor this room with oak.
نجار این اتاق را با بلوط کفپوش خواهد کرد.
The carpenter held the piece of wood in a vise.
نجار قطعه چوب را در گیره نگه داشت.
the rails were carpentered very skilfully.
میله ها با مهارت فراوان نجاری شدند.
master carpenters would hew the logs with an axe.
نجارهای ماهر با تبر، الوارها را تراش می دادند.
Carpenters ripped up the old floorboards.
نجارها کفپوشهای قدیمی را پاره کردند.
The floor of the carpenter's shop was covered with shavings.
کف کارگاه نجار با تراشهها پوشیده شده بود.
The carpenter evened a board with a plane.
نجار با اره یک تخته را صاف کرد.
The carpenter flung aside his tools in a rage.
نجار با خشم ابزارهای خود را کنار انداخت.
Get the carpenter to saw the wood up to your requirements.
از نجار بخواهید چوب را مطابق نیازهای شما برش دهد.
The carpenter taught us how to season wood.
نجار به ما یاد داد چگونه چوب را هواگیری کنیم.
He worked in a carpenter's shop.
او در یک کارگاه نجاری کار می کرد.
I have a complete set of carpenter's tools.
من یک مجموعه کامل ابزارهای نجاری دارم.
the United Brotherhood of Carpenters
برادری متحد نجاران
plies the carpenter's trade.See Synonyms at handle
او شغل نجاری را دنبال می کند. برای یافتن مترادف ها به دسته مراجعه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید