| جمع | casquets |
casquet hat
کاسکت هت
casquet style
سبک کاسکت
casquet design
طراحی کاسکت
casquet fashion
مد کاسکت
casquet collection
کلکسیون کاسکت
casquet trend
روند کاسکت
casquet brand
برند کاسکت
casquet store
فروشگاه کاسکت
casquet accessory
اکسسوری کاسکت
casquet outfit
لباس کاسکت
he wore a stylish casquet to the party.
او یک کسکِت شیک به مهمانی پوشید.
the casquet kept him warm during the winter.
کسکِت او را در طول زمستان گرم نگه داشت.
she chose a colorful casquet for her outdoor trip.
او یک کسکِت رنگارنگ برای سفر در فضای باز انتخاب کرد.
he adjusted his casquet before taking the photo.
او قبل از گرفتن عکس کسکِتش را تنظیم کرد.
the casquet matched her outfit perfectly.
کسکِت به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.
they sell various styles of casquets at the store.
آنها سبک های مختلف کسکِت را در مغازه می فروشند.
he prefers wearing a casquet instead of a baseball cap.
او ترجیح می دهد به جای کلاه بیسبال کسکِت بپوشد.
the casquet was a gift from his grandmother.
کسکِت هدیه مادربزرگش بود.
she always wears a casquet when it rains.
او همیشه وقتی باران می بارد کسکِت می پوشد.
he likes to collect different types of casquets.
او دوست دارد انواع مختلف کسکِت ها را جمع آوری کند.
casquet hat
کاسکت هت
casquet style
سبک کاسکت
casquet design
طراحی کاسکت
casquet fashion
مد کاسکت
casquet collection
کلکسیون کاسکت
casquet trend
روند کاسکت
casquet brand
برند کاسکت
casquet store
فروشگاه کاسکت
casquet accessory
اکسسوری کاسکت
casquet outfit
لباس کاسکت
he wore a stylish casquet to the party.
او یک کسکِت شیک به مهمانی پوشید.
the casquet kept him warm during the winter.
کسکِت او را در طول زمستان گرم نگه داشت.
she chose a colorful casquet for her outdoor trip.
او یک کسکِت رنگارنگ برای سفر در فضای باز انتخاب کرد.
he adjusted his casquet before taking the photo.
او قبل از گرفتن عکس کسکِتش را تنظیم کرد.
the casquet matched her outfit perfectly.
کسکِت به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.
they sell various styles of casquets at the store.
آنها سبک های مختلف کسکِت را در مغازه می فروشند.
he prefers wearing a casquet instead of a baseball cap.
او ترجیح می دهد به جای کلاه بیسبال کسکِت بپوشد.
the casquet was a gift from his grandmother.
کسکِت هدیه مادربزرگش بود.
she always wears a casquet when it rains.
او همیشه وقتی باران می بارد کسکِت می پوشد.
he likes to collect different types of casquets.
او دوست دارد انواع مختلف کسکِت ها را جمع آوری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید