cassocked

[ایالات متحده]/ˈkæs.ɒkt/
[بریتانیا]/ˈkæs.əkt/

ترجمه

adj. پوشیدن کاسک; در لباس روحانی.

عبارات و ترکیب‌ها

cassocked priest

کشیش با ردای پوشیده

cassocked figure

شخصیت با ردای پوشیده

cassocked clergy

روحانیون با ردای پوشیده

cassocked man

مرد با ردای پوشیده

cassocked woman

زن با ردای پوشیده

cassocked character

شخصیت با ردای پوشیده

cassocked individual

فرد با ردای پوشیده

cassocked figurehead

چهره شاخص با ردای پوشیده

cassocked minister

وزیر با ردای پوشیده

cassocked leader

رهبر با ردای پوشیده

جملات نمونه

the cassocked priest delivered a heartfelt sermon.

کشیش با لباس کشاک، واعظی پر از احساس و قلب به مردم ارائه داد.

the children were fascinated by the cassocked figure at the church.

کودکان مجذوب چهره کشاک در کلیسا بودند.

he was always seen in his cassocked attire during the ceremonies.

او همیشه در طول مراسم با لباس کشاک دیده می‌شد.

the cassocked man offered prayers for the community.

مرد کشاک برای جامعه دعا کرد.

she admired the cassocked figure as he walked through the village.

او در حالی که در حال قدم زدن در روستا بود، چهره کشاک را تحسین کرد.

the cassocked clergy played a vital role in the event.

روحانیون کشاک نقش مهمی در این رویداد ایفا کردند.

during the festival, the cassocked monks performed traditional rituals.

در طول جشنواره، راهبان کشاک آیین‌های سنتی را انجام دادند.

the cassocked figure was a symbol of hope for the townspeople.

چهره کشاک نماد امید برای مردم شهر بود.

people gathered around the cassocked leader for guidance.

مردم برای راهنمایی دور چهره کشاک جمع شدند.

the cassocked teacher inspired his students with his wisdom.

معلم کشاک با خرد خود به شاگردانش الهام بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید