castanetting

[ایالات متحده]/'kæstə,nɛt/
[بریتانیا]/ˌkæstəˈnɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساز کوبه‌ای ساخته شده از چوب سخت یا عاج

جملات نمونه

In one case a participant tasted tuna when she was trying to remember the word 'castanet'.

در یک مورد، یک شرکت‌کننده ماهی تن خورد در حالی که سعی داشت کلمه 'کاستانت' را به خاطر بسپارد.

She danced flamenco with castanets.

او رقص فلامنکو با کاستانت‌ها می‌رقصید.

The musician played the castanets rhythmically.

موسیقی‌دان به طور ریتمیک کاستانت‌ها را می‌نواخت.

The castanets added a lively element to the music.

کاستانت‌ها عنصری پر جنب و جوش به موسیقی اضافه کردند.

He clicked the castanets together in time with the music.

او کاستانت‌ها را با ریتم موسیقی به هم زد.

The dancer's hands moved swiftly as she played the castanets.

دست‌های رقصنده به سرعت حرکت می‌کردند زیرا او کاستانت‌ها را می‌نواخت.

The sound of castanets filled the room during the flamenco performance.

صدای کاستانت‌ها در طول اجرای فلامنکو اتاق را پر کرد.

Learning how to play the castanets takes practice and coordination.

یادگیری نحوه نواختن کاستانت‌ها نیاز به تمرین و هماهنگی دارد.

The castanets are often used in traditional Spanish music.

کاستانت‌ها اغلب در موسیقی اسپانیایی سنتی استفاده می‌شوند.

She demonstrated her skill by playing the castanets with precision.

او با نواختن دقیق کاستانت‌ها مهارت خود را نشان داد.

The castanets provided a rhythmic accompaniment to the guitar music.

کاستانت‌ها همراهی ریتمیک با موسیقی گیتار ارائه می‌دادند.

نمونه‌های واقعی

He liked the castanets, the drum, and the harp the same.

او سازها، دف و هارپ را به یک اندازه دوست داشت.

منبع: Bedtime stories for children

Bones, who played the bone castanets on the other. And an interlocutor in the middle.

بونز، که ساز استخوان را در طرف دیگر می‌نواخت. و یک میانجی در وسط.

منبع: Crash Course in Drama

Does that sound like castanets to you? The box says " kitchen."

آیا این شبیه به سازهای کوبه‌ای به نظر می‌رسد؟ جعبه می‌گوید "آشپزخانه".

منبع: The Big Bang Theory Season 2

And Jo shook the blue army sock till the needles rattled like castanets, and her ball bounded across the room.

و جو جوراب آبی ارتش را تکان داد تا سوزن‌ها مانند سازهای کوبه‌ای صدای کلیک دادند و توپ او در سراسر اتاق جهش کرد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

Andalusian horses...and the proud traditions they represent. Women, dressed in their peacock finery, seem ready to break into dance at the click of a castanet.

اسب‌های آندلس... و سنت‌های غنی که نشان می‌دهند. زنان، که با پرهای طاووس خود لباس پوشیده‌اند، به نظر می‌رسد که آماده هستند تا با صدای کلیک یک ساز کوبه‌ای شروع به رقص کنند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

'What he says is quite correct, ' observed Blathers, nodding his head in a confirmatory way, and playing carelessly with the handcuffs, as if they were a pair of castanets.

'آنچه او می‌گوید کاملاً درست است،' بلترز با تکان دادن سر خود به تایید این موضوع و بازی کردن بی‌احتیاطانه با دستبندها، همان‌طور که انگار یک جفت ساز کوبه‌ای هستند، اظهار داشت.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید