catcalled

[ایالات متحده]/ˈkætˌkɔːld/
[بریتانیا]/katˈkɑːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی به طرز جنسی پیشنهادآمیز فریاد زدن یا سوت زدن.

عبارات و ترکیب‌ها

catcalled at

تماشاگران

catcalled by

تماشاگران

catcalled again

تماشاگران

catcalled loudly

تماشاگران

catcalled today

تماشاگران

catcalled often

تماشاگران

catcalled outside

تماشاگران

catcalled randomly

تماشاگران

catcalled frequently

تماشاگران

catcalled yesterday

تماشاگران

جملات نمونه

she was catcalled while walking down the street.

او در حالی که در خیابان قدم می زد مورد آزار کلامی قرار گرفت.

it's not acceptable to catcall anyone, regardless of gender.

آزار کلامی هر کسی، صرف نظر از جنسیت، قابل قبول نیست.

he felt uncomfortable after being catcalled by a group of men.

او بعد از مورد آزار کلامی قرار گرفتن توسط گروهی از مردان احساس ناراحتی کرد.

catcalling is often seen as a form of harassment.

آزار کلامی اغلب به عنوان نوعی آزار و اذیت تلقی می شود.

many women experience being catcalled on a daily basis.

بسیاری از زنان به طور روزمره مورد آزار کلامی قرار می گیرند.

she decided to speak out against being catcalled.

او تصمیم گرفت علیه آزار کلامی صحبت کند.

catcalled comments can make someone feel objectified.

نظرات آزار کلامی می توانند باعث شوند کسی احساس شیء شدن کند.

he witnessed his friend being catcalled and felt angry.

او شاهد بود که دوستش مورد آزار کلامی قرار می گیرد و احساس خشم کرد.

she shared her experience of being catcalled on social media.

او تجربه خود از مورد آزار کلامی قرار گرفتن را در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشت.

they organized a campaign to raise awareness about catcalling.

آنها یک کمپین برای افزایش آگاهی در مورد آزار کلامی سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید