| جمع | cattinesses |
cattiness level
سطح رفتار گربهسان
cattiness meter
مقیاس رفتار گربهسان
cattiness index
شاخص رفتار گربهسان
cattiness factor
ضریب رفتار گربهسان
cattiness quotient
حاصل تقسیم رفتار گربهسان
cattiness remark
نظریه در مورد رفتار گربهسان
cattiness comment
نظریه در مورد رفتار گربهسان
cattiness attitude
نگاه رفتار گربهسان
cattiness behavior
رفتار گربهسان
cattiness tone
لحن رفتار گربهسان
her cattiness often drives people away.
خشونت او اغلب مردم را از خود دور میکند.
the cattiness in their comments was hard to ignore.
خشونت در نظرات آنها قابل چشم پوشی نبود.
she masked her cattiness with a sweet smile.
او خشونت خود را با لبخندی شیرین پنهان کرد.
there was a hint of cattiness in her tone.
نشیری از خشونت در لحن او وجود داشت.
his cattiness often leads to misunderstandings.
خشونت او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.
they exchanged cattiness during the meeting.
آنها در طول جلسه با خشونت تبادل نظر کردند.
cattiness can ruin friendships.
خشونت می تواند دوستی ها را خراب کند.
her cattiness was evident in every conversation.
خشونت او در هر مکالمه ای آشکار بود.
cattiness is often a sign of insecurity.
خشونت اغلب نشانه ناامنی است.
he tried to hide his cattiness, but it slipped out.
او سعی کرد خشونت خود را پنهان کند، اما بیرون ریخت.
cattiness level
سطح رفتار گربهسان
cattiness meter
مقیاس رفتار گربهسان
cattiness index
شاخص رفتار گربهسان
cattiness factor
ضریب رفتار گربهسان
cattiness quotient
حاصل تقسیم رفتار گربهسان
cattiness remark
نظریه در مورد رفتار گربهسان
cattiness comment
نظریه در مورد رفتار گربهسان
cattiness attitude
نگاه رفتار گربهسان
cattiness behavior
رفتار گربهسان
cattiness tone
لحن رفتار گربهسان
her cattiness often drives people away.
خشونت او اغلب مردم را از خود دور میکند.
the cattiness in their comments was hard to ignore.
خشونت در نظرات آنها قابل چشم پوشی نبود.
she masked her cattiness with a sweet smile.
او خشونت خود را با لبخندی شیرین پنهان کرد.
there was a hint of cattiness in her tone.
نشیری از خشونت در لحن او وجود داشت.
his cattiness often leads to misunderstandings.
خشونت او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.
they exchanged cattiness during the meeting.
آنها در طول جلسه با خشونت تبادل نظر کردند.
cattiness can ruin friendships.
خشونت می تواند دوستی ها را خراب کند.
her cattiness was evident in every conversation.
خشونت او در هر مکالمه ای آشکار بود.
cattiness is often a sign of insecurity.
خشونت اغلب نشانه ناامنی است.
he tried to hide his cattiness, but it slipped out.
او سعی کرد خشونت خود را پنهان کند، اما بیرون ریخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید