caudillos

[ایالات متحده]/kɑːˈðiːloʊ/
[بریتانیا]/kaw-DEE-yoh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رهبر یا رئیس نظامی؛ در کشورهای اسپانیایی زبان، یک رئیس دولت یا رهبر.

عبارات و ترکیب‌ها

military caudillo

فرماندهی نظامی

political caudillo

فرماندهی سیاسی

caudillo regime

رژیم دیکتاتوری

caudillo leader

رهبر دیکتاتور

caudillo power

قدرت دیکتاتوری

caudillo figure

چهره دیکتاتوری

caudillo government

دولت دیکتاتوری

caudillo rule

حکومت دیکتاتوری

caudillo influence

نفوذ دیکتاتوری

caudillo legacy

میراث دیکتاتوری

جملات نمونه

the caudillo led his troops into battle.

رهبر، سربازان خود را به جنگ هدایت کرد.

many people viewed the caudillo as a symbol of hope.

بسیاری از مردم، رهبر را نمادی از امید می‌دیدند.

the caudillo's rule was marked by strict discipline.

حاکمیت رهبر با نظم شدید مشخص می‌شد.

under the caudillo's leadership, the region prospered.

تحت رهبری رهبر، منطقه رونق گرفت.

the caudillo made controversial decisions during his tenure.

رهبر در دوران تصدی خود تصمیمات بحث‌برانگیزی گرفت.

supporters of the caudillo rallied in the streets.

طرفداران رهبر در خیابان‌ها گردهم آمدند.

the caudillo's charisma captivated the masses.

جاذبه رهبر، مردم را مجذوب خود کرد.

opposition to the caudillo grew over time.

با گذشت زمان، مخالفت با رهبر افزایش یافت.

the caudillo's legacy is still debated today.

میراث رهبر هنوز هم امروز مورد بحث است.

historians often study the caudillo's impact on society.

تاریخ‌نگاران اغلب تأثیر رهبر بر جامعه را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید