caustic remarks
نقد گزنده
caustic criticism
انتقاد گزنده
caustically funny
به طرز گزنده ای خنده دار
caustic language
زبان گزنده
caustic wit
طنز گزنده
being caustic
گزنده بودن
sounded caustic
گزنده به نظر می رسید
highly caustic
بسیار گزنده
uttering caustics
گفتن انتقادات گزنده
caustic tone
لحن گزنده
the caustic remarks stung her deeply and she walked away.
اظهارات تند و گزنده او را عمیقاً آزرده خاطر کرد و او دور شد.
he used caustic soda to clear the blocked drain.
او از سود سوزآور برای باز کردن لوله مسدود شده استفاده کرد.
the critic's caustic review devastated the playwright's hopes.
نقد تند منتقد، امیدهای نمایشنامه نویس را درهم شکست.
her caustic wit made her a popular, if sometimes uncomfortable, guest.
طنز گزنده او باعث محبوبیتش شد، اگرچه گاهی اوقات برای مهمانان ناراحت کننده بود.
the chemical reaction produced highly caustic fumes.
واکنش شیمیایی بخارات بسیار سوزنده تولید کرد.
avoid using caustic language when discussing sensitive topics.
هنگام بحث در مورد موضوعات حساس از استفاده از زبان تند و گزنده خودداری کنید.
the caustic solution corroded the metal container.
محلول سوزنده ظرف فلزی را خوراند.
he delivered a caustic critique of the company's strategy.
او یک انتقاد تند از استراتژی شرکت ارائه داد.
the caustic nature of the debate became apparent quickly.
طبیعت سوزنده بحث به سرعت آشکار شد.
she responded to the insult with a caustic retort.
او به عنوان پاسخ به توهین، یک پاسخ تند و گزنده نشان داد.
the caustic comments were unnecessary and hurtful.
نظرات سوزنده غیر ضروری و آسیب زننده بودند.
caustic remarks
نقد گزنده
caustic criticism
انتقاد گزنده
caustically funny
به طرز گزنده ای خنده دار
caustic language
زبان گزنده
caustic wit
طنز گزنده
being caustic
گزنده بودن
sounded caustic
گزنده به نظر می رسید
highly caustic
بسیار گزنده
uttering caustics
گفتن انتقادات گزنده
caustic tone
لحن گزنده
the caustic remarks stung her deeply and she walked away.
اظهارات تند و گزنده او را عمیقاً آزرده خاطر کرد و او دور شد.
he used caustic soda to clear the blocked drain.
او از سود سوزآور برای باز کردن لوله مسدود شده استفاده کرد.
the critic's caustic review devastated the playwright's hopes.
نقد تند منتقد، امیدهای نمایشنامه نویس را درهم شکست.
her caustic wit made her a popular, if sometimes uncomfortable, guest.
طنز گزنده او باعث محبوبیتش شد، اگرچه گاهی اوقات برای مهمانان ناراحت کننده بود.
the chemical reaction produced highly caustic fumes.
واکنش شیمیایی بخارات بسیار سوزنده تولید کرد.
avoid using caustic language when discussing sensitive topics.
هنگام بحث در مورد موضوعات حساس از استفاده از زبان تند و گزنده خودداری کنید.
the caustic solution corroded the metal container.
محلول سوزنده ظرف فلزی را خوراند.
he delivered a caustic critique of the company's strategy.
او یک انتقاد تند از استراتژی شرکت ارائه داد.
the caustic nature of the debate became apparent quickly.
طبیعت سوزنده بحث به سرعت آشکار شد.
she responded to the insult with a caustic retort.
او به عنوان پاسخ به توهین، یک پاسخ تند و گزنده نشان داد.
the caustic comments were unnecessary and hurtful.
نظرات سوزنده غیر ضروری و آسیب زننده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید