| قسمت سوم فعل | cauterized |
| زمان گذشته | cauterized |
| شکل سوم شخص مفرد | cauterizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | cauterizing |
cauterize a wound
کوتریزه کردن زخم
cauterize tissue
کوتریزه کردن بافت
cauterize the skin
کوتریزه کردن پوست
cauterize bleeding
کوتریزه کردن خونریزی
cauterize with heat
کوتریزه کردن با حرارت
cauterize a lesion
کوتریزه کردن ضایعه
cauterize an incision
کوتریزه کردن برش
cauterize a cut
کوتریزه کردن بریدگی
cauterize during surgery
کوتریزه کردن در حین جراحی
cauterize for closure
کوتریزه کردن برای بستن
the doctor will cauterize the wound to prevent further bleeding.
پزشک زخم را برای جلوگیری از خونریزی بیشتر، الکتروکوگولی خواهد کرد.
they decided to cauterize the tissue to remove the growth.
آنها تصمیم گرفتند بافت را برای برداشتن رشد الکتروکوگولی کنند.
after the surgery, the surgeon used a tool to cauterize the incision.
پس از جراحی، جراح از ابزاری برای الکتروکوگولی برش استفاده کرد.
in ancient times, they would cauterize wounds to avoid infections.
در زمانهای قدیم، برای جلوگیری از عفونت زخمها را الکتروکوگولی میکردند.
the veterinarian had to cauterize the area after the operation.
دامپزشک مجبور شد ناحیه را پس از عمل الکتروکوگولی کند.
he felt relieved when the doctor decided to cauterize the bleeding area.
وقتی دکتر تصمیم گرفت ناحیه خونریزی را الکتروکوگولی کند، او احساس راحتی کرد.
cauterizing the skin can help in treating certain skin conditions.
الکتروکوگولی پوست میتواند به درمان برخی شرایط پوستی کمک کند.
it is important to cauterize the tissue properly to minimize damage.
برای به حداقل رساندن آسیب، الکتروکوگولی بافت به درستی مهم است.
she was nervous about the procedure to cauterize her injury.
او در مورد روش الکتروکوگولی آسیب خود مضطرب بود.
cauterize a wound
کوتریزه کردن زخم
cauterize tissue
کوتریزه کردن بافت
cauterize the skin
کوتریزه کردن پوست
cauterize bleeding
کوتریزه کردن خونریزی
cauterize with heat
کوتریزه کردن با حرارت
cauterize a lesion
کوتریزه کردن ضایعه
cauterize an incision
کوتریزه کردن برش
cauterize a cut
کوتریزه کردن بریدگی
cauterize during surgery
کوتریزه کردن در حین جراحی
cauterize for closure
کوتریزه کردن برای بستن
the doctor will cauterize the wound to prevent further bleeding.
پزشک زخم را برای جلوگیری از خونریزی بیشتر، الکتروکوگولی خواهد کرد.
they decided to cauterize the tissue to remove the growth.
آنها تصمیم گرفتند بافت را برای برداشتن رشد الکتروکوگولی کنند.
after the surgery, the surgeon used a tool to cauterize the incision.
پس از جراحی، جراح از ابزاری برای الکتروکوگولی برش استفاده کرد.
in ancient times, they would cauterize wounds to avoid infections.
در زمانهای قدیم، برای جلوگیری از عفونت زخمها را الکتروکوگولی میکردند.
the veterinarian had to cauterize the area after the operation.
دامپزشک مجبور شد ناحیه را پس از عمل الکتروکوگولی کند.
he felt relieved when the doctor decided to cauterize the bleeding area.
وقتی دکتر تصمیم گرفت ناحیه خونریزی را الکتروکوگولی کند، او احساس راحتی کرد.
cauterizing the skin can help in treating certain skin conditions.
الکتروکوگولی پوست میتواند به درمان برخی شرایط پوستی کمک کند.
it is important to cauterize the tissue properly to minimize damage.
برای به حداقل رساندن آسیب، الکتروکوگولی بافت به درستی مهم است.
she was nervous about the procedure to cauterize her injury.
او در مورد روش الکتروکوگولی آسیب خود مضطرب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید