cenobite

[ایالات متحده]/ˈsɛnoʊbaɪt/
[بریتانیا]/sə-NOH-ˌbīt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از یک جامعه مذهبی، به ویژه کسی که در انزوا یا اطاعت سخت از یک قاعده زندگی می‌کند؛ کسی که در یک صومعه زندگی می‌کند.
Word Forms
جمعcenobites

عبارات و ترکیب‌ها

cenobite monk

راهب سینوبیت

cenobite order

مرتبه سینوبیت

cenobite community

جامعه سینوبیت

cenobite lifestyle

سبک زندگی سینوبیت

cenobite tradition

آداب و رسوم سینوبیت

cenobite beliefs

اعتقادات سینوبیت

cenobite practices

روش‌های سینوبیت

cenobite rules

قوانین سینوبیت

cenobite vows

نذر و سوگند سینوبیت

cenobite life

زندگی سینوبیت

جملات نمونه

the cenobite community lived in harmony.

جامعه‌ی سنوبیت در صلح و هماهنگی زندگی می‌کرد.

many stories feature a cenobite as a central character.

داستان‌های زیادی وجود دارند که در آن‌ها یک سنوبیت به عنوان شخصیت اصلی حضور دارد.

the cenobite's teachings emphasized discipline and unity.

آموزه‌های سنوبیت بر انضباط و وحدت تاکید داشتند.

in literature, a cenobite often represents a life of contemplation.

در ادبیات، یک سنوبیت اغلب نمادی از زندگی تفکر است.

the cenobite lifestyle is dedicated to spiritual growth.

سبک زندگی سنوبیت به رشد معنوی اختصاص دارد.

he admired the cenobite for his wisdom and patience.

او به خاطر خرد و شکیبایی‌اش سنوبیت را تحسین می‌کرد.

the cenobite's presence brought peace to the village.

حضور سنوبیت صلح را به دهکده آورد.

they sought the guidance of a cenobite during their journey.

آن‌ها در طول سفر خود به دنبال راهنمایی یک سنوبیت بودند.

the cenobite's rituals were deeply respected by the locals.

آیین‌های سنوبیت توسط مردم محلی به شدت مورد احترام قرار می‌گرفتند.

in the monastery, the cenobite shared stories of old.

در صومعه، سنوبیت داستان‌های قدیمی را با دیگران به اشتراک می‌گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید