peripheries

[ایالات متحده]/pəˈrɪf.ər.iz/
[بریتانیا]/pəˈrɪf.ɚ.iz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرزهای بیرونی یا لبه یک منطقه یا شیء

عبارات و ترکیب‌ها

urban peripheries

حاشیه های شهری

rural peripheries

حاشیه های روستایی

economic peripheries

حاشیه های اقتصادی

social peripheries

حاشیه های اجتماعی

cultural peripheries

حاشیه های فرهنگی

political peripheries

حاشیه های سیاسی

geographical peripheries

حاشیه های جغرافیایی

technological peripheries

حاشیه های فناوری

environmental peripheries

حاشیه های زیست محیطی

historical peripheries

حاشیه های تاریخی

جملات نمونه

the city’s peripheries are often overlooked by tourists.

حاشیه های شهر اغلب توسط گردشگران نادیده گرفته می شوند.

we need to explore the peripheries of the forest for more wildlife.

ما باید حاشیه های جنگل را برای یافتن حیات وحش بیشتر بررسی کنیم.

many communities reside in the peripheries of urban areas.

بسیاری از جوامع در حاشیه مناطق شهری زندگی می کنند.

the peripheries of the city are developing rapidly.

حاشیه های شهر به سرعت در حال توسعه هستند.

art installations can be found in the peripheries of the park.

نصب هنری را می توان در حاشیه پارک یافت.

residents in the peripheries often feel neglected by the government.

ساکنان حاشیه ها اغلب احساس می کنند که توسط دولت نادیده گرفته می شوند.

the peripheries of the country are beautiful but less explored.

حاشیه های کشور زیبا هستند اما کمتر مورد بررسی قرار می گیرند.

investments in the peripheries can boost local economies.

سرمایه گذاری در حاشیه ها می تواند اقتصاد محلی را تقویت کند.

she prefers to live in the peripheries rather than the city center.

او ترجیح می دهد در حاشیه ها زندگی کند تا مرکز شهر.

traffic congestion is often worse in the peripheries during rush hour.

ترافیک در ساعات شلوغی در حاشیه ها اغلب بدتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید