centrums

[ایالات متحده]/ˈsɛnt.rəmz/
[بریتانیا]/ˈsɛn.trəm z/

ترجمه

n. جمع کلمه centrum؛ یک قسمت یا نقطه مرکزی.

عبارات و ترکیب‌ها

health centrums

مراکز بهداشتی

vitamin centrums

مراکز ویتامین

learning centrums

مراکز آموزشی

community centrums

مراکز اجتماعی

activity centrums

مراکز فعالیت

fitness centrums

مراکز تناسب اندام

resource centrums

مراکز منابع

support centrums

مراکز پشتیبانی

service centrums

مراکز خدمات

research centrums

مراکز تحقیقاتی

جملات نمونه

many health centrums offer various vitamins and supplements.

بسیاری از مراکز بهداشتی انواع ویتامین‌ها و مکمل‌ها را ارائه می‌دهند.

educational centrums provide resources for learning.

مراکز آموزشی منابع یادگیری را ارائه می‌دهند.

shopping centrums often have a wide range of stores.

مراکز خرید اغلب دارای طیف گسترده‌ای از فروشگاه‌ها هستند.

fitness centrums promote healthy lifestyles.

مراکز تناسب اندام سبک زندگی سالم را ترویج می‌کنند.

community centrums host local events and activities.

مراکز اجتماعی میزبان رویدادها و فعالیت‌های محلی هستند.

medical centrums provide essential health services.

مراکز پزشکی خدمات بهداشتی ضروری ارائه می‌دهند.

art centrums showcase local talent and creativity.

مراکز هنری استعداد و خلاقیت محلی را به نمایش می‌گذارند.

technology centrums focus on innovation and development.

مراکز فناوری بر نوآوری و توسعه تمرکز دارند.

research centrums are vital for scientific progress.

مراکز تحقیقاتی برای پیشرفت علمی حیاتی هستند.

travel centrums can help plan your next vacation.

مراکز سفر می‌توانند به برنامه‌ریزی تعطیلات بعدی شما کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید