ceps

[ایالات متحده]/[sɛps]/
[بریتانیا]/[sɛps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت جلویی جمجمه که مغز را در بر می گیرد؛ سر.

عبارات و ترکیب‌ها

ceps fired

پریشان شدن سی‌اِی‌اس

ceps explosion

انفجار سی‌اِی‌اس

ceps damage

آسیب سی‌اِی‌اس

ceps range

محدوده سی‌اِی‌اس

ceps fire

پریشان شدن سی‌اِی‌اس

ceps unit

واحد سی‌اِی‌اس

ceps system

سیستم سی‌اِی‌اس

ceps mount

نصب سی‌اِی‌اس

ceps crew

تیم سی‌اِی‌اس

ceps position

موقعیت سی‌اِی‌اس

جملات نمونه

the police investigated the suspect's prior ceps history.

پلیس سابقه‌ی قبلی ceps مشکوک را بررسی کرد.

reviewing patient ceps is crucial for accurate diagnosis.

بررسی ceps بیمار برای تشخیص دقیق ضروری است.

the radiologist carefully examined the patient's ceps images.

رادیولوژیست تصاویر ceps بیمار را با دقت بررسی کرد.

access to ceps data requires strict authorization protocols.

دسترسی به داده‌های ceps نیاز به پروتکل‌های اجازه‌دهی سخت‌گیرانه دارد.

maintaining secure ceps storage is a top priority.

حفظ انباره‌ی امن ceps اولویت اصلی است.

the study analyzed trends in ceps over a five-year period.

این مطالعه روندهای ceps در مدت پنج سال را تحلیل کرد.

standardized ceps reporting improves data comparability.

گزارش‌های استاندارد ceps مقایسه‌پذیری داده‌ها را بهبود می‌بخشد.

sharing ceps information facilitates collaborative research efforts.

اشتراک اطلاعات ceps تلاش‌های تحقیقاتی همکارانه را تسهیل می‌کند.

the system automatically generates ceps reports for review.

سیستم به طور خودکار گزارش‌های ceps را برای بررسی تولید می‌کند.

data privacy regulations govern the use of patient ceps.

قوانین حریم خصوصی داده‌ها استفاده از ceps بیمار را تنظیم می‌کنند.

integrating ceps with other clinical data enhances patient care.

اینTEGRATION ceps با داده‌های بالینی دیگر مراقبت از بیمار را بهبود می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید