| صفت یا فعل حال استمراری | chaffering |
| شکل سوم شخص مفرد | chaffers |
| جمع | chaffers |
| زمان گذشته | chaffered |
| قسمت سوم فعل | chaffered |
chaffer price
چانه زنی قیمت
chaffer deal
معامله چانه زنی
chaffer goods
کالا با چانه زنی
chaffer terms
شرایط چانه زنی
chaffer offer
پیشنهاد چانه زنی
chaffer agreement
توافق چانه زنی
chaffer contract
قرارداد چانه زنی
chaffer proposal
پیشنهاد چانه زنی
chaffer value
ارزش چانه زنی
chaffer negotiation
مذاکره چانه زنی
he decided to chaffer with the vendor over the price.
او تصمیم گرفت با فروشنده در مورد قیمت چانه بزند.
it's common to chaffer at the local market.
چانه زدن در بازار محلی رایج است.
she loves to chaffer for the best deals during sales.
او عاشق چانه زدن برای بهترین معاملات در حین فروش است.
they chaffered for hours before reaching an agreement.
آنها ساعت ها چانه زدند تا به توافق برسند.
chaffering is a skill that takes practice.
چانه زدن مهارتی است که نیاز به تمرین دارد.
he is known to chaffer hard when buying a car.
او به چانه زدن سخت هنگام خرید ماشین معروف است.
don't forget to chaffer before you finalize the purchase.
قبل از نهایی کردن خرید، فراموش نکنید که چانه بزنید.
she managed to chaffer a lower price for the furniture.
او توانست قیمت کمتری برای مبلمان چانه بزند.
chaffering can sometimes lead to unexpected savings.
چانه زدن گاهی اوقات می تواند منجر به صرفه جویی غیرمنتظره شود.
he enjoys the thrill of chaffering in flea markets.
او از هیجان چانه زدن در بازارهای محلی لذت می برد.
chaffer price
چانه زنی قیمت
chaffer deal
معامله چانه زنی
chaffer goods
کالا با چانه زنی
chaffer terms
شرایط چانه زنی
chaffer offer
پیشنهاد چانه زنی
chaffer agreement
توافق چانه زنی
chaffer contract
قرارداد چانه زنی
chaffer proposal
پیشنهاد چانه زنی
chaffer value
ارزش چانه زنی
chaffer negotiation
مذاکره چانه زنی
he decided to chaffer with the vendor over the price.
او تصمیم گرفت با فروشنده در مورد قیمت چانه بزند.
it's common to chaffer at the local market.
چانه زدن در بازار محلی رایج است.
she loves to chaffer for the best deals during sales.
او عاشق چانه زدن برای بهترین معاملات در حین فروش است.
they chaffered for hours before reaching an agreement.
آنها ساعت ها چانه زدند تا به توافق برسند.
chaffering is a skill that takes practice.
چانه زدن مهارتی است که نیاز به تمرین دارد.
he is known to chaffer hard when buying a car.
او به چانه زدن سخت هنگام خرید ماشین معروف است.
don't forget to chaffer before you finalize the purchase.
قبل از نهایی کردن خرید، فراموش نکنید که چانه بزنید.
she managed to chaffer a lower price for the furniture.
او توانست قیمت کمتری برای مبلمان چانه بزند.
chaffering can sometimes lead to unexpected savings.
چانه زدن گاهی اوقات می تواند منجر به صرفه جویی غیرمنتظره شود.
he enjoys the thrill of chaffering in flea markets.
او از هیجان چانه زدن در بازارهای محلی لذت می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید