chaired the meeting
رئیس جلسه بود
chaired by him
توسط او ریاست داد
chairing committee
کمیته ریاست دادن
chaired session
جلسه ریاست دادن
chaired event
رویداد ریاست دادن
chaired panel
پنل ریاست دادن
chaired discussions
بحث ها ریاست دادن
chaired forum
فرم ریاست دادن
chaired board
هیئت ریاست دادن
chaired proceedings
پروکیوردن ریاست دادن
the committee meeting was chaired by ms. johnson.
جلسه کمیته توسط آقایه جانسون ریاست داد.
he chaired the discussion on the new marketing strategy.
او ریاست گفتنیهای مربوط به استراتژی بازاریابی جدید را برعهده داشت.
she chaired the annual general meeting effectively.
او بهطور مؤثر جلسه اجلاس عمومی سالانه را ریاست داد.
the panel discussion was chaired with expertise.
گفتنیهای پنل با کمیت و تخصص ریاست داده شد.
the workshop was chaired to ensure fair participation.
کارگاه بهطوری که شرکتکنندگان بهطور عادلانه شرکت کنند، ریاست داده شد.
he chaired the board meeting with a firm hand.
او با دستی محکم جلسه هیئت رئیسه را ریاست داد.
the session was chaired by a neutral facilitator.
جلسه توسط یک کمککننده خنثی ریاست داده شد.
the debate was chaired to maintain order and focus.
مباحثه بهطوری که نظم و تمرکز حفظ شود، ریاست داده شد.
the event was chaired to keep the schedule on track.
این رویداد بهطوری که زمانبندی بهطور مناسب پیش میرود، ریاست داده شد.
the forum was chaired to encourage open dialogue.
فرم ریاست داده شد تا گفتوگوی باز تشویق شود.
the conference was chaired to facilitate networking.
کنفرانس بهطوری که شبکهسازی تسهیل شود، ریاست داده شد.
chaired the meeting
رئیس جلسه بود
chaired by him
توسط او ریاست داد
chairing committee
کمیته ریاست دادن
chaired session
جلسه ریاست دادن
chaired event
رویداد ریاست دادن
chaired panel
پنل ریاست دادن
chaired discussions
بحث ها ریاست دادن
chaired forum
فرم ریاست دادن
chaired board
هیئت ریاست دادن
chaired proceedings
پروکیوردن ریاست دادن
the committee meeting was chaired by ms. johnson.
جلسه کمیته توسط آقایه جانسون ریاست داد.
he chaired the discussion on the new marketing strategy.
او ریاست گفتنیهای مربوط به استراتژی بازاریابی جدید را برعهده داشت.
she chaired the annual general meeting effectively.
او بهطور مؤثر جلسه اجلاس عمومی سالانه را ریاست داد.
the panel discussion was chaired with expertise.
گفتنیهای پنل با کمیت و تخصص ریاست داده شد.
the workshop was chaired to ensure fair participation.
کارگاه بهطوری که شرکتکنندگان بهطور عادلانه شرکت کنند، ریاست داده شد.
he chaired the board meeting with a firm hand.
او با دستی محکم جلسه هیئت رئیسه را ریاست داد.
the session was chaired by a neutral facilitator.
جلسه توسط یک کمککننده خنثی ریاست داده شد.
the debate was chaired to maintain order and focus.
مباحثه بهطوری که نظم و تمرکز حفظ شود، ریاست داده شد.
the event was chaired to keep the schedule on track.
این رویداد بهطوری که زمانبندی بهطور مناسب پیش میرود، ریاست داده شد.
the forum was chaired to encourage open dialogue.
فرم ریاست داده شد تا گفتوگوی باز تشویق شود.
the conference was chaired to facilitate networking.
کنفرانس بهطوری که شبکهسازی تسهیل شود، ریاست داده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید