broken chairleg
پای صندلی شکسته
missing chairleg
پای صندلی گم شده
wobbly chairleg
پای صندلی لرزان
replace chairleg
تعویض پای صندلی
chairleg repair
repair پای صندلی
chairleg cap
پایه گوشه صندلی
chairleg socket
پایه دوخت صندلی
chairleg hole
سوراخ پای صندلی
splintered chairleg
پای صندلی چکیده شده
chairleg attachment
پیوستن پای صندلی
he stumbled over a chairleg in the dark room.
او در اتاق تاریک روی پای چرخی گرفت.
the cat was hiding under the chairleg.
گربه زیر پای چرخی پنهان شده بود.
she broke one of the chairlegs while moving furniture.
او در حین جابه جایی مبلمان یکی از پای چرخی را شکست.
the antique chair had ornate carved chairlegs.
کرسی باستانی پای چرخی تزییناتی داشت.
i accidentally kicked the chairleg and spilled my coffee.
من به اشتباه پای چرخی را گاز دادم و قهوه ام را ریختم.
the chairleg was wobbling dangerously.
پای چرخی خطرناکا لرزیدگی داشت.
he used the chairleg as a makeshift weapon.
او پای چرخی را به عنوان سلاح موقتی استفاده کرد.
the carpenter measured each chairleg carefully.
چوبکار هر پای چرخی را با دقت اندازه گرفت.
a spider was crawling up the chairleg.
یک پارچه روی پای چرخی بالا میرفت.
the child's toy car got stuck under the chairleg.
ماشین بازی کودک زیر پای چرخی گیر کرد.
i need to repair this loose chairleg.
من نیاز دارم این پای چرخی آسیب دیده را تعمیر کنم.
the chairleg snapped under his weight.
پای چرخی زیر وزن او شکست.
she painted the chairlegs white to match the table.
او پای چرخی را سفید رنگ کرد تا با میز هماهنگ شود.
the dog chewed on the wooden chairleg.
سگ روی پای چرخی چوبی چیست.
dust bunnies gathered under the chairleg.
گردوهای گرد و غبار زیر پای چرخی جمع شده بودند.
broken chairleg
پای صندلی شکسته
missing chairleg
پای صندلی گم شده
wobbly chairleg
پای صندلی لرزان
replace chairleg
تعویض پای صندلی
chairleg repair
repair پای صندلی
chairleg cap
پایه گوشه صندلی
chairleg socket
پایه دوخت صندلی
chairleg hole
سوراخ پای صندلی
splintered chairleg
پای صندلی چکیده شده
chairleg attachment
پیوستن پای صندلی
he stumbled over a chairleg in the dark room.
او در اتاق تاریک روی پای چرخی گرفت.
the cat was hiding under the chairleg.
گربه زیر پای چرخی پنهان شده بود.
she broke one of the chairlegs while moving furniture.
او در حین جابه جایی مبلمان یکی از پای چرخی را شکست.
the antique chair had ornate carved chairlegs.
کرسی باستانی پای چرخی تزییناتی داشت.
i accidentally kicked the chairleg and spilled my coffee.
من به اشتباه پای چرخی را گاز دادم و قهوه ام را ریختم.
the chairleg was wobbling dangerously.
پای چرخی خطرناکا لرزیدگی داشت.
he used the chairleg as a makeshift weapon.
او پای چرخی را به عنوان سلاح موقتی استفاده کرد.
the carpenter measured each chairleg carefully.
چوبکار هر پای چرخی را با دقت اندازه گرفت.
a spider was crawling up the chairleg.
یک پارچه روی پای چرخی بالا میرفت.
the child's toy car got stuck under the chairleg.
ماشین بازی کودک زیر پای چرخی گیر کرد.
i need to repair this loose chairleg.
من نیاز دارم این پای چرخی آسیب دیده را تعمیر کنم.
the chairleg snapped under his weight.
پای چرخی زیر وزن او شکست.
she painted the chairlegs white to match the table.
او پای چرخی را سفید رنگ کرد تا با میز هماهنگ شود.
the dog chewed on the wooden chairleg.
سگ روی پای چرخی چوبی چیست.
dust bunnies gathered under the chairleg.
گردوهای گرد و غبار زیر پای چرخی جمع شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید