chantings

[ایالات متحده]/tʃæntiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خواندن جادوها، بارها دعاها را تکرار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

chanting in unison

اجرای همزمان

chanting for peace

اجرای دعا برای صلح

chants of devotion

اجرای دعا برای ایمان

جملات نمونه

chanting a hero's deeds.

اجرای سرودهای مربوط به اعمال قهرمانانه

protesters were chanting slogans.

تظاهرکنندگان در حال فریاد زدن شعارها بودند.

We could hear the chanting of the pickets.

ما می‌توانستیم فریادهای راهپیمایان را بشنویم.

doesn't have the same sportsy chanting rhythm to it.

این ریتم تکرار و فریاد ورزشی یکسانی ندارد.

Protesters upset the meeting by chanting and shouting.

تظاهرکنندگان با فریاد و اعتراض، جلسه را مختل کردند.

That hymn of the angels which he had heard in the middle of the night, was the nuns chanting matins;

آن سرود فرشتگان که او در نیمه شب شنیده بود، سرود خواندن شبانه خواهران بود.

He carried an ancient Greece heptachord hither and thither, chanting his poems to people he met.

او یک هفت‌نغمه باستانی یونان را به این‌جا و آن‌جا حمل کرد و اشعار خود را برای افرادی که ملاقات می‌کرد، می‌خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید