charbroiling meat
کباب کردن گوشت
charbroiling vegetables
کباب کردن سبزیجات
charbroiling fish
کباب کردن ماهی
charbroiling burgers
کباب کردن همبرگر
charbroiling chicken
کباب کردن مرغ
charbroiling steak
کباب کردن استیک
charbroiling sausages
کباب کردن سوسیس
charbroiling ribs
کباب کردن دنده
charbroiling tofu
کباب کردن توفو
charbroiling seafood
کباب کردن غذاهای دریایی
the restaurant specializes in charbroiling meats to perfection.
رستوران در تخصص کبابی کردن گوشتها به کمال است.
charbroiling enhances the flavor of the vegetables.
کبابی کردن باعث افزایش طعم سبزیجات میشود.
she loves charbroiling steaks on the weekends.
او عاشق کبابی کردن استیکها آخر هفتههاست.
charbroiling is a healthier cooking method compared to frying.
کبابی کردن یک روش پخت سالمتر نسبت به سرخ کردن است.
he learned the art of charbroiling from his grandfather.
او هنر کبابی کردن را از پدربزرگش یاد گرفت.
charbroiling gives the chicken a delicious smoky flavor.
کبابی کردن به مرغ طعم دودی خوشمزه میدهد.
they are charbroiling burgers for the summer barbecue.
آنها برای باربکیوی تابستانی در حال کبابی کردن همبرگر هستند.
charbroiling fish can be tricky, but it's worth it.
کبابی کردن ماهی میتواند مشکل باشد، اما ارزشش را دارد.
learning to master charbroiling techniques takes practice.
یادگیری تسلط بر تکنیکهای کبابی کردن نیاز به تمرین دارد.
he prefers charbroiling over grilling for its unique taste.
او به دلیل طعم منحصر به فردش، کبابی کردن را به جای گریل کردن ترجیح میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید