broiling sun
آفتاب سوزان
broil over
سرپخت روی
under broiling
تحت آفتاب سوزان
broiling anger
خشم سوزان
broiling heat
گرماي سوزان
she enjoys broiling vegetables for a healthy meal.
او از سرخ کردن سبزیجات برای یک وعده غذایی سالم لذت می برد.
broiling fish can enhance its flavor and texture.
سرخ کردن ماهی می تواند طعم و بافت آن را بهبود بخشد.
he prefers broiling steak instead of frying it.
او ترجیح می دهد به جای سرخ کردن، استیک را سرخ کند.
broiling chicken is a quick way to prepare dinner.
سرخ کردن مرغ راه سریعی برای آماده کردن شام است.
they are broiling burgers for the barbecue this weekend.
آنها آخر هفته این هفته برای باربکیو، همبرگر سرخ می کنند.
broiling gives a nice char to the meat.
سرخ کردن باعث ایجاد یک رنگ خوب روی گوشت می شود.
she learned broiling techniques from her grandmother.
او تکنیک های سرخ کردن را از مادربزرگش یاد گرفت.
broiling can be done in an oven or on a grill.
می توان سرخ کردن را در فر یا روی گریل انجام داد.
he uses a marinade before broiling the meat.
او قبل از سرخ کردن گوشت از یک ماریناد استفاده می کند.
broiling is a popular cooking method in many cuisines.
سرخ کردن یک روش پخت محبوب در بسیاری از غذاها است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید