new chart-topper
سر فهرست جدید
becoming a chart-topper
در حال شدن به سر فهرست
chart-topper status
وضعیت سر فهرست
was a chart-topper
قبل از این سر فهرست بود
chart-topper's song
پرچم سر فهرست
chart-topper list
فهرست سر فهرست
future chart-topper
سر فهرست آینده
chart-topper band
گروه سر فهرست
the singer became a chart-topper almost overnight.
آهنگساز به سرعت به یک محبوب در فروش فهرست شد.
their new single is expected to be a chart-topper this summer.
آلبوم جدید آنها این تابستان به یک محبوب در فروش فهرست خواهد شد.
she's a chart-topper with a string of successful albums.
او یک محبوب در فروش فهرست است با سری از آلبوم های موفق.
the band's latest track is already a chart-topper in several countries.
آخرین آهنگ گروه در چند کشور قبلاً به یک محبوب در فروش فهرست شده است.
he aims to be a chart-topper with his debut single.
او هدف دارد که با آهنگ اولیه خود به یک محبوب در فروش فهرست شود.
despite being a newcomer, she quickly became a chart-topper.
با وجود اینکه یک نوپا بود، او به سرعت به یک محبوب در فروش فهرست شد.
the song's catchy melody helped it become a chart-topper.
موزیک جذاب این آهنگ به آن کمک کرد تا به یک محبوب در فروش فهرست شود.
many aspiring artists dream of becoming a chart-topper.
بسیاری از هنرمندان آماده شده اند که به یک محبوب در فروش فهرست شوند.
the record label is hoping for their artist to be a chart-topper.
شرکت ضبط امیدوار است که هنرمندش به یک محبوب در فروش فهرست شود.
the song maintained its position as a chart-topper for weeks.
آهنگ مدت ها به عنوان یک محبوب در فروش فهرست باقی ماند.
he collaborated with a chart-topper to boost his career.
او با یک محبوب در فروش فهرست همکاری کرد تا کارش را افزایش دهد.
new chart-topper
سر فهرست جدید
becoming a chart-topper
در حال شدن به سر فهرست
chart-topper status
وضعیت سر فهرست
was a chart-topper
قبل از این سر فهرست بود
chart-topper's song
پرچم سر فهرست
chart-topper list
فهرست سر فهرست
future chart-topper
سر فهرست آینده
chart-topper band
گروه سر فهرست
the singer became a chart-topper almost overnight.
آهنگساز به سرعت به یک محبوب در فروش فهرست شد.
their new single is expected to be a chart-topper this summer.
آلبوم جدید آنها این تابستان به یک محبوب در فروش فهرست خواهد شد.
she's a chart-topper with a string of successful albums.
او یک محبوب در فروش فهرست است با سری از آلبوم های موفق.
the band's latest track is already a chart-topper in several countries.
آخرین آهنگ گروه در چند کشور قبلاً به یک محبوب در فروش فهرست شده است.
he aims to be a chart-topper with his debut single.
او هدف دارد که با آهنگ اولیه خود به یک محبوب در فروش فهرست شود.
despite being a newcomer, she quickly became a chart-topper.
با وجود اینکه یک نوپا بود، او به سرعت به یک محبوب در فروش فهرست شد.
the song's catchy melody helped it become a chart-topper.
موزیک جذاب این آهنگ به آن کمک کرد تا به یک محبوب در فروش فهرست شود.
many aspiring artists dream of becoming a chart-topper.
بسیاری از هنرمندان آماده شده اند که به یک محبوب در فروش فهرست شوند.
the record label is hoping for their artist to be a chart-topper.
شرکت ضبط امیدوار است که هنرمندش به یک محبوب در فروش فهرست شود.
the song maintained its position as a chart-topper for weeks.
آهنگ مدت ها به عنوان یک محبوب در فروش فهرست باقی ماند.
he collaborated with a chart-topper to boost his career.
او با یک محبوب در فروش فهرست همکاری کرد تا کارش را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید