chasm

[ایالات متحده]/'kæz(ə)m/
[بریتانیا]/'kæzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکاف یا باز شدن عمیق در زمین؛ یک دره عمیق؛ یک نقطه تقسیم یا تفاوت.

عبارات و ترکیب‌ها

huge chasm

دره بزرگ

bridging the chasm

عبور از دره

جملات نمونه

an unfathomable chasm

یک شکاف غیر قابل درک

the chasm between rich and poor.

شکاف بین ثروتمندان و فقرا.

an unbridgeable chasm; unbridgeable differences.

یک شکاف غیر قابل پل زدن؛ تفاوت های غیر قابل پل زدن

The chasm yawned at our feet.

شکاف در پاهای ما باز شد.

a huge chasm of hate and prejudice

یک شکاف بزرگ نفرت و تعصب

There’s a chasm between rich and poor in that society.

شکافی بین ثروتمندان و فقرا در آن جامعه وجود دارد.

Suddenly a huge chasm opened in the earth.

ناگهان یک شکاف بزرگ در زمین باز شد.

A huge chasm gaped before them.

یک شکاف بزرگ در مقابل آنها دهان باز کرد.

A chasm separates my generation from my parents’.

شکافی نسل من را از نسل والدینم جدا می کند.

that deep romantic chasm which slantedDown the green hill athwart a cedarn cover!

آن شکاف عمیق و عاشقانه که به سمت پایین از تپه سبز، عرضی از پوشش کاج می رفت!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید