chauffeured service
خدمت با راننده
chauffeured ride
سوار شدن با راننده
chauffeured transportation
حمل و نقل با راننده
chauffeured vehicle
خودروی با راننده
chauffeured travel
سفر با راننده
chauffeured limousine
لیموزین با راننده
chauffeured experience
تجربه رانندگی با راننده
chauffeured tour
تور با راننده
chauffeured outing
گشت و گذار با راننده
chauffeured event
مهمانی با راننده
he arrived at the event in a chauffeured limousine.
او با یک اتومبیل لوکس با راننده به محل برگزاری رویداد رسید.
the celebrity was chauffeured to the premiere.
سلبریتی با اتومبیل لوکس با راننده به اکران فیلم برده شد.
she prefers to be chauffeured rather than driving herself.
او ترجیح میدهد با اتومبیل لوکس با راننده جابجا شود تا خودش رانندگی کند.
they hired a chauffeured service for their wedding day.
آنها برای روز عروسی خود یک سرویس اتومبیل لوکس با راننده استخدام کردند.
after the meeting, he was chauffeured back to his hotel.
پس از جلسه، او با اتومبیل لوکس با راننده به هتلی که اقامت داشت بازگردانده شد.
the company provides chauffeured transportation for executives.
شرکت خدمات حمل و نقل با راننده برای مدیران ارائه میدهد.
on her birthday, she enjoyed a day of being chauffeured around the city.
در روز تولدش، او از یک روز جابجایی با اتومبیل لوکس با راننده در اطراف شهر لذت برد.
he felt important being chauffeured to the conference.
او احساس کرد که با اتومبیل لوکس با راننده به کنفرانس برده شدن، مهم است.
they were chauffeured to the gala in style.
آنها با اتومبیل لوکس با راننده و با ظرافت به گالا رفتند.
she often travels for business and prefers to be chauffeured.
او اغلب برای اهداف تجاری سفر میکند و ترجیح میدهد با اتومبیل لوکس با راننده جابجا شود.
chauffeured service
خدمت با راننده
chauffeured ride
سوار شدن با راننده
chauffeured transportation
حمل و نقل با راننده
chauffeured vehicle
خودروی با راننده
chauffeured travel
سفر با راننده
chauffeured limousine
لیموزین با راننده
chauffeured experience
تجربه رانندگی با راننده
chauffeured tour
تور با راننده
chauffeured outing
گشت و گذار با راننده
chauffeured event
مهمانی با راننده
he arrived at the event in a chauffeured limousine.
او با یک اتومبیل لوکس با راننده به محل برگزاری رویداد رسید.
the celebrity was chauffeured to the premiere.
سلبریتی با اتومبیل لوکس با راننده به اکران فیلم برده شد.
she prefers to be chauffeured rather than driving herself.
او ترجیح میدهد با اتومبیل لوکس با راننده جابجا شود تا خودش رانندگی کند.
they hired a chauffeured service for their wedding day.
آنها برای روز عروسی خود یک سرویس اتومبیل لوکس با راننده استخدام کردند.
after the meeting, he was chauffeured back to his hotel.
پس از جلسه، او با اتومبیل لوکس با راننده به هتلی که اقامت داشت بازگردانده شد.
the company provides chauffeured transportation for executives.
شرکت خدمات حمل و نقل با راننده برای مدیران ارائه میدهد.
on her birthday, she enjoyed a day of being chauffeured around the city.
در روز تولدش، او از یک روز جابجایی با اتومبیل لوکس با راننده در اطراف شهر لذت برد.
he felt important being chauffeured to the conference.
او احساس کرد که با اتومبیل لوکس با راننده به کنفرانس برده شدن، مهم است.
they were chauffeured to the gala in style.
آنها با اتومبیل لوکس با راننده و با ظرافت به گالا رفتند.
she often travels for business and prefers to be chauffeured.
او اغلب برای اهداف تجاری سفر میکند و ترجیح میدهد با اتومبیل لوکس با راننده جابجا شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید