checkmating

[ایالات متحده]/ˈtʃekˌmeɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃɛkˌmeɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ارائه یک کیش مات در شطرنج؛ شکست دادن یا غلبه بر کسی به طور قاطع.

عبارات و ترکیب‌ها

checkmating move

حرکت منجر به مات

checkmating position

موقعیت منجر به مات

checkmating strategy

استراتژی منجر به مات

checkmating threat

تهدید منجر به مات

checkmating sequence

دنباله منجر به مات

checkmating tactic

تاکتیک منجر به مات

checkmating pattern

الگوی منجر به مات

checkmating trap

تله منجر به مات

checkmating idea

ایده منجر به مات

checkmating play

بازی منجر به مات

جملات نمونه

the chess player is checkmating his opponent.

حریفش را مات می‌کند.

checkmating requires strategic thinking and foresight.

مات کردن نیازمند تفکر استراتژیک و دوراندیشی است.

he enjoys the thrill of checkmating his friends.

او از هیجان مات کردن دوستانش لذت می‌برد.

checkmating is the ultimate goal in chess.

مات کردن هدف نهایی در شطرنج است.

she learned various techniques for checkmating.

او تکنیک‌های مختلفی برای مات کردن یاد گرفت.

checkmating can happen in just a few moves.

مات کردن می‌تواند در عرض چند حرکت اتفاق بیفتد.

the game ended with a brilliant checkmating maneuver.

بازی با یک مانور مات کردن درخشان به پایان رسید.

he was proud of his checkmating skills.

او به مهارت‌های مات کردنش افتخار می‌کرد.

learning checkmating patterns is essential for improvement.

یادگیری الگوهای مات کردن برای بهبود ضروری است.

checkmating often involves sacrificing pieces.

مات کردن اغلب شامل قربانی کردن مهره‌ها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید