chelas

[ایالات متحده]/ˈtʃɛlə/
[بریتانیا]/ˈtʃɛlɑː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چنگال خرچنگ یا لابستر؛ یک شاگرد یا پیرو.

عبارات و ترکیب‌ها

chela beer

چلا آبجو

chela time

زمان چلا

chela party

مهمانی چلا

chela night

شب چلا

chela friend

دوست چلا

chela vibes

فضای چلا

chela gathering

همایش چلا

chela culture

فرهنگ چلا

chela celebration

جشن چلا

chela moment

لحظه چلا

جملات نمونه

crabs use their chela to catch prey.

خرچنگ‌ها از گیره خود برای گرفتن طعمه استفاده می‌کنند.

the chela of the lobster is quite strong.

گیره خرچنگ دریایی بسیار قوی است.

he was fascinated by the size of the chela.

او از اندازه گیره مجذوب شده بود.

in some species, the chela can regenerate.

در برخی گونه‌ها، گیره می‌تواند دوباره رشد کند.

she studied the anatomy of the chela.

او آناتومی گیره را مطالعه کرد.

the chela can be used for defense.

می‌توان از گیره برای دفاع استفاده کرد.

some fish have chela-like structures.

برخی از ماهی‌ها دارای ساختارهای شبیه به گیره هستند.

the chela's grip is essential for survival.

گرفتن گیره برای بقا ضروری است.

he carefully examined the chela under a microscope.

او گیره را با دقت زیر میکروسکوپ بررسی کرد.

different species have unique chela shapes.

گونه‌های مختلف دارای اشکال منحصر به فرد گیره هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید