chelates

[ایالات متحده]/ˈʃɛləɪts/
[بریتانیا]/ʃəˈleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تشکیل یک کمپلکس کلات (کلاتاسیون)
n. یک عامل یا کمپلکس کلات کننده

عبارات و ترکیب‌ها

chelates metals

ربط‌دهنده‌های فلزات

chelates nutrients

ربط‌دهنده‌های مواد مغذی

chelates minerals

ربط‌دهنده‌های مواد معدنی

chelates toxins

ربط‌دهنده‌های سموم

chelates ions

ربط‌دهنده‌های یون‌ها

chelates calcium

ربط‌دهنده‌های کلسیم

chelates iron

ربط‌دهنده‌های آهن

chelates copper

ربط‌دهنده‌های مس

chelates zinc

ربط‌دهنده‌های روی

chelates lead

ربط‌دهنده‌های سرب

جملات نمونه

the chemical process chelates metal ions in the solution.

فرآیند شیمیایی یون‌های فلزی را در محلول مجتمع می‌کند.

some vitamins chelates minerals to enhance absorption.

برخی ویتامین‌ها مواد معدنی را برای افزایش جذب مجتمع می‌کنند.

this medication chelates excess iron in the body.

این دارو آهن اضافی را در بدن مجتمع می‌کند.

chelates are often used in agricultural fertilizers.

مجتمع‌ها اغلب در کودهای کشاورزی استفاده می‌شوند.

the process chelates toxic metals from the environment.

فرآیند فلزات سمی را از محیط زیست مجتمع می‌کند.

researchers study how chelates affect nutrient availability.

محققان نحوه تأثیر مجتمع‌ها بر دسترسی به مواد مغذی را مطالعه می‌کنند.

water treatment plants often use chelates to remove contaminants.

کارخانه‌های تصفیه آب اغلب از مجتمع‌ها برای حذف آلاینده‌ها استفاده می‌کنند.

some chelates help in detoxifying heavy metals.

برخی مجتمع‌ها به سم زدایی از فلزات سنگین کمک می‌کنند.

in biochemistry, chelates play a crucial role in enzyme function.

در زیست‌شیمی، مجتمع‌ها نقش مهمی در عملکرد آنزیم ایفا می‌کنند.

adding chelates to soil can improve plant health.

افزودن مجتمع‌ها به خاک می‌تواند سلامت گیاهان را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید