sequesters evidence
ضبط شواهد
sequesters funds
ضبط بودجه
sequesters resources
ضبط منابع
sequesters jurors
ضبط داوران
sequesters assets
ضبط داراییها
sequesters data
ضبط دادهها
sequesters information
ضبط اطلاعات
sequesters witnesses
ضبط شاهدان
sequesters materials
ضبط مواد
sequesters documents
ضبط اسناد
the body sequesters toxins to protect vital organs.
بدن سموم را برای محافظت از اندامهای حیاتی جدا میکند.
the government sequesters funds for environmental projects.
دولت بودجه را برای پروژههای زیستمحیطی جدا میکند.
she sequesters herself in her room to focus on work.
او برای تمرکز بر کار خود را در اتاقش جدا میکند.
the law sequesters assets in cases of fraud.
قانون داراییها را در موارد تقلب جدا میکند.
the scientist sequesters carbon to combat climate change.
دانشمند کربن را برای مقابله با تغییرات آب و هوایی جدا میکند.
the court sequesters the jury to ensure a fair trial.
دادگاه هیئت منصفه را برای اطمینان از برگزاری محاکمه منصفانه جدا میکند.
he sequesters his emotions during stressful situations.
او احساسات خود را در شرایط استرسزا جدا میکند.
the organization sequesters resources for disaster relief.
سازمان منابع را برای امداد رسانان در بلایای طبیعی جدا میکند.
she sequesters her savings in a separate account.
او پس انداز خود را در یک حساب جداگانه جدا میکند.
the artist sequesters inspiration from nature.
هنرمند از طبیعت الهام میگیرد.
sequesters evidence
ضبط شواهد
sequesters funds
ضبط بودجه
sequesters resources
ضبط منابع
sequesters jurors
ضبط داوران
sequesters assets
ضبط داراییها
sequesters data
ضبط دادهها
sequesters information
ضبط اطلاعات
sequesters witnesses
ضبط شاهدان
sequesters materials
ضبط مواد
sequesters documents
ضبط اسناد
the body sequesters toxins to protect vital organs.
بدن سموم را برای محافظت از اندامهای حیاتی جدا میکند.
the government sequesters funds for environmental projects.
دولت بودجه را برای پروژههای زیستمحیطی جدا میکند.
she sequesters herself in her room to focus on work.
او برای تمرکز بر کار خود را در اتاقش جدا میکند.
the law sequesters assets in cases of fraud.
قانون داراییها را در موارد تقلب جدا میکند.
the scientist sequesters carbon to combat climate change.
دانشمند کربن را برای مقابله با تغییرات آب و هوایی جدا میکند.
the court sequesters the jury to ensure a fair trial.
دادگاه هیئت منصفه را برای اطمینان از برگزاری محاکمه منصفانه جدا میکند.
he sequesters his emotions during stressful situations.
او احساسات خود را در شرایط استرسزا جدا میکند.
the organization sequesters resources for disaster relief.
سازمان منابع را برای امداد رسانان در بلایای طبیعی جدا میکند.
she sequesters her savings in a separate account.
او پس انداز خود را در یک حساب جداگانه جدا میکند.
the artist sequesters inspiration from nature.
هنرمند از طبیعت الهام میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید